تبليغاتX
صنایع چوب و کاغذ - اصطلاحات واژه هاي چوب شناسي2

 10 ـ 8 ـ فيبرها :

 قسمت اعظم ساختمان بسياري از چوب‏ها پهن برگان را ياخته‏هاي بلند دوكي شكل با جدار نسبتأ كلفت تشكيل داده است كه جقره داخلي آن‏ها باريك مي‏باشند . برش عرضي اين ياخته‏ها به شكل چند ضلعي و غالبأ به شكل 4 ـ 5 ضلعي ديده مي‏شود و برش طول آنها كشيده و باريك است كه به دو انتهاي صاف يا كمي دندانه‏دار منتهي مي‏گردد اين ياخته‏ها را تار يا فيبر مي‏نامند .

 

  يادآوري 4:

 واژه ( ليف ,) به جاي تار يا فيبر مصطلح نشده است ولي مجموع تارها يا فيبرهاي چوبي را الياف چوبي هم مي‏نامند .

 10 ـ 9 ـ فيبر معوج ( موج دار )

 عبارتست از فيبرهايي است كه راستاي آنها مستقيم نبوده و داراي خميدگي باشد مانند فيبر ممرز .

 10 ـ 10 ـ الياف ژلاتيني ( فيبر ژلاتيني )

 عبارتست از الياف چوبي كه جدار آنها در اثر پديده‏هاي مختلف ژلاتيني شده باشد .

 10 ـ 11 ـ تار چوب :

 در اصطلاح چوب‏شناسي عبارتست از طرز قرار گرفتن و راستاي الياف چوب , نسبت به همديگر و محور قطعه چوب .

 10 ـ 12 ـ به بوم :

 رجوع شود به ( كج تار ) و ( لاپيچيده تار )

 10 ـ 13 ـ پيچيده تار :

 چوبي است كه الياف آن نسبت به محور در خست پيچيدگي داشته ولي نسبت به هم موازي باشد .

 10 ـ 14 ـ خوش بوم :

 رجوع شود به ( راست تار .)

 10 ـ 15 ـ راستاي چوب :

 عبارتست جهت كلي الياف چوب .

 10 ـ 16 ـ راستاي فيبرها :

 عبارتست از امتداد مجموعه فيبرها .

 10 ـ 17 ـ درهم تار :

 به چوب‏هايي اطلاق مي‏شود كه در آنها راستاي الياف نسبت به محوره قطعه چوب و نسبت به هم , وضع مشخصي نداشته و به طور درهم قرار گرفته باشند .

 10 ـ 18 ـ راست تار ( خوش بوم :)

 چوب‏هايي هستند كه در آنها راستاي الياف عناصر تشكيل دهنده چوب كم و بيش موازي محور قطعه چوب مي‏باشد .

 10 ـ 19 ـ كج تار ( بند بوم :)

 چوب‏هايي هستند كه در آنها راستاي الياف چوب با محور قطعه چوب , زاويه معيني تشكيل دهند .

 10 ـ 20 ـ كماني تار :

 عبارتست از تغيير شكلي كه در چوب‏هاي بريده شده , انحناني به شكل كمان به وجود مي‏آورد و معمولا منظم بوده و تمام يا قسمتي از دو رويه چوب به شكل استوانه‏اي درمي‏آيد .

 10 ـ 21 ـ مارپيچ تار :

 چوب‏هايي را گوينه كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به محور قطعه چوب , وضع مارپيچي داشته باشد .

 10 ـ 22 ـ مارپيچ تار متناوب :

 به چوب‏هايي اطلاق مي‏شود كه در آنها راستاي دسته‏اي از الياف يك طبقه ( پوشش ) چوب , نسبت به محور , از سمت معيني پيچيده و در پوشش قبلي و بعدي آن در جهت عكس آن پيچيده باشد .

 اينگونه چوب‏ها در برش طولي خود , معمولا نقش نواري گروه چوب‏هاي به اصطلاح آگاژورا ظاهر مي‏سازد .

 10 ـ 23 ـ مايل تار :

 چوب بريده شده‏اي است كه در يك يا دو سطح روبه‏روي هم راستاي الياف نسبت به سطوح آنها به طور مايل قرار گرفته باشد .

 10 ـ 24 ـ متناوب تار :

 چوبي است كه راستاي الياف آن يك در ميان نسبت به دو سطح غير روبه‏روي و به طور مايل قرار گرفته باشد .

 10 ـ 25 ـ موجي تار :

 چوب‏هايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب در جهت طولي قطعه چوب ( جهت محور چوب ) موج‏هاي سينوسي نشان دهنده مانند چوب بعضي از افراها .

 10 ـ 26 ـ همگن تار :

 چوب‏هايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به همديگر كم و بيش موازي باشند .

 10 ـ 27 ـ ناهمگن تار :

 چوب‏هايي را گويند كه در آنها جهت الياف چوب نسبت به هم موازي نبوده و زاويه‏هاي مختلفي را نشان مي‏دهد .

 10 ـ 28 ـ پراكندگي فيبرها :

 عبارتست از طرز قرار گرفتن فيبرها در زمينه برش عرضي چوب .

 10 ـ 29 ـ طرز قرار گرفتن فيبرها :

 عبارتست از نماي برش عرضي فيبرها در زير ميكروسكپ .

 10 ـ 29 ـ 1 ـ فيبرها به شكل گروه‏هاي پراكنده :

 در بعضي از چوب‏ها , طرز قرار گرفتن فيبرها طوريست كه رشته يا نوار مشخصي را به وجود نمي‏آورد و فيبرها در گروه‏هاي مختلف نامنظم قرار گرفته‏اند .

 10 ـ 29 ـ 2 ـ فيبرهاي با پراكنده منظم :

 عبارتست از پراكندگي فيبرها در برش عرضي چوب كه تقريبأ يكنواخت باشد .

 10 ـ 29 ـ 3 ـ فيبرها در رشته‏ها يا نوارهاي شعاعي :

 در بعضي از چوب‏ها , عده زيادي از فيبرها به طور منظم در رشته‏هاي شعاعي قرار گرفته‏اند .

 10 ـ 29 ـ 4 ـ فيبر درهم :

 عبارت از فيبرهايي است كه داراي راستاي مشخصي نيستند و به طور درهم ديده مي‏شوند . مانند فيبر چوب انجيلي .

 10 ـ 30 ـ اندازه فيبرها .

 10 ـ 30 ـ 1 ـ بلندي فيبرها :

 عبارتست از فاصله طولي بين دو انتهاي فيبر كه معمولا بر حسب ميكرون اندازه‏گيري مي‏شوند .

 10 ـ 30 ـ 1 ـ 1 ـ فيبر بلند :

 عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 1600 ميكرون بيشتر است .

 10 ـ 30 ـ 1 ـ 2 ـ فيبر با بلندي ميانه :

 عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 600 ميكرون مي‏باشد .

 10 ـ 31 ـ كلفتي ديواره فيبرها :

 عبارتست از جداري كه محتويات داخل ياخته فيبرها را در برگرفته است اين ديواره , از خارج به داخل خود از چند لايه متمايز ساخته شده است كه مجموعه اين لايه‏ها با ميكروسكپ‏هاي معمولي به صورت يك ديواره ديده مي‏شود .

 10 ـ 31 ـ 1 ـ فيبرهاي با ديواره نازك :

 عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها در برش عرضي چوب كوچك‏تر از  قطر خود فيبر باشد .

 مانند فيبر چوب‏هاي نم‏دار و توسكا :

10 ـ 31 ـ 2 ـفيبرهاي با ديواره ميانه :

 عبارتست از فيبرهايي كه يا پهناي ديواره آنها تقريبأ برابر  فيبر در برش عرضي باشد .

 مانند فيبر چوب‏هاي شب خسب و افرا .

 10 ـ 31 ـ 3 ـ فيبرهاي با ديواره كلفت :

 عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها كلفت‏تر از  مقطع فيبر در برش عرضي باشد . مانند بلند مازو ـ و اقاقيا .

 10 ـ 32 ـ فراواني فيبرها :

 عبارتست از ميزان نسبي فراواني فيبرها نسبت به عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب كه آن را به سه صورت بشرح زير مشخص مي‏كنند .

 10 ـ 33 ـ فيبر فراوان :

 هنگامي كه در چوبي , فيبرها بيشتر از مجموع ساير عناصر باشد .

 10 ـ 34 ـ فيبر ميانه :

 هنگامي كه در چوبي مجموع فيبرها تقريبأ برابر ساير عناصر دهنده چوب باشد .

 10 ـ 35 ـ فيبر كمياب :

 هنگامي در چوبي ميزان فيبرها كمتر از مجموع ساير عناصر تشكيل دهنده چوب باشد .

 10 ـ 36 ـ الياف آبكشي :

 عبارتست از اليافي با جدار ضخيم كه به طور گروهي ( در گروه‏هاي كوچك ) در داخل بافي آبكشي بعضي از چوب‏ها ظاهر مي‏شود . جدار اين فيبرها نيز معمولا چوبي مي‏شود .

  11 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دهم

 11 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي :

 بافتي است كه از يك يا چند رديف ياخته‏هاي پارانشيمي افقي ساخته شده و جهت آن عمود به محور درخت مي‏باشد اين بافت به شكل اشعه كم و بيش پهني در برش عرضي تنه درخت ديده مي‏شود .

 11 ـ 2 ـ اشعه وسطي ـ ( اشعه مغزي ) ( پره‏هاي چوبي )

 گروهي از پارانشيم‏هاي استوانه مركزي ساقه را كه در امتداد اشعه برشي عرضي ساقه و ريشه , بين بافت‏هاي چوبي آبكش ( هادروم و لپتوم ) قرار گرفته‏اند . اصطلاح چوب‏شناسي پره‏هاي چوبي و در اصطلاح گياه‏شناسي اشعه وسطي يا اشعه مغزي مي‏نامند .

 11 ـ 3 ـ پارانشيم‏هاي پره‏هاي چوبي :

 به ياخته‏هاي پارانشيمي كم و بيش افقي كه پره‏هاي چوبي را تشكيل مي‏دهند , پارانشيم‏هاي پره چوبي مي‏گويند .

 11 ـ 4 ـ پر مگس‏ها ( مايورها :)

 برش طولي پره‏هاي چوبي در برش شعاعي چوب كه ( غالبأ در اين برگان ) به صورت لكه‏هاي كم و بيش درشت و كشيده ديده مي‏شود در بعضي از چوب‏ها نقش زيبايي را به وجود مي‏آورد . چوب‏شناسي و نجاري ايران اين لكه‏ها را به اصطلاح پر مگس مي‏نامند .

 11 ـ 5 ـ پر مگس جناغي :

 در بعضي از گونه‏هاي چوب مانند چوب چنار و راش , نماي پر مگس‏ها در برش شعاعي چوب به شكلي است كه اگر آنها را به طور قرينه كنار هم بچسبانند شكل جناغ ايجاد مي‏كند اين نوع پر مگس‏ها را پر مگس جناغي مي‏نامند .

 11 ـ 6 ـ پر مگس نقره‏اي :

 در بعضي از چوب‏ها , پر مگس‏ها به صورت معيني درخشنده مي‏باشند كه آنها را در اصطلاح نجاري ايراني , پر مگس نقره‏اي مي‏نامند .

 مانند پرمگس چوب راش رافرا .

 11 ـ 7 ـ پره‏هاي چوبي نخستين :

 به عده‏اي از پره‏هاي چوبي كه از ابتداي رويش درخت تشكيل شده و از مغز ساقه آغاز مي‏شود , پره چوبي نخستين گويند .

 11 ـ 8 ـ پره‏هاي چوبي ثانوي :

 به تدريج كه قطر ساقه درخت زيادتر مي‏شود , ضمن رويش بافت‏هاي ديگر , پره‏هاي چوبي تازه‏اي نيز بين پره‏هاي نخستين به وجود مي‏آيد كه آنها را پره‏هاي چوبي ثانوي مي‏نامند .

 

 

 11 ـ 9 ـ پره‏هاي چوبي چند رديفه :

 در بعضي از چوب‏ها پره‏هاي چوبي از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پره‏هاي چوبي چند رديفه مي‏نامند پره‏هاي چوبي چند رديفه را معمولا به پره‏هاي چوبي باريك ـ متوسط ـ و پهن تقسيم مي‏كنند و تشخيص آنها از نظر ماكروسكپي به طور نظلي صورت مي‏گيرد .

 يادآوري 5:

 در اين قبيل پره‏هاي چوبي چند رديفه , بين ياخته‏هاي پارانشيمي پره‏هاي چوبي از عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب ديده نمي‏شود . مانند پره‏هاي چوبي چند رديفه راش , و بلند مازو .

 11 ـ 10 ـ پره‏هاي چوبي يك رديفه :

 در بعضي از چوب‏ها پره‏هاي چوبي فقط از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پره‏هاي چوبي يك رديفه مي‏نامند . مانند پره‏هاي چوبي سندبرها و بيد و توسكا و ممرز .

 11 ـ 11 ـ پره‏هاي چوبي در برش مماسي :

 پره‏هاي چوبي در برش مماسي چوب , به شكل دوكي كم و بيش درست و با كمي اختلاف رنگ با متن چوب ديده مي‏شود كه آنها را پره‏هاي چوبي در برش مماسي نامند .

 11 ـ 12 ـ آرايش ( طرز قرار گرفتن ) پره‏هاي چوبي :

 طرز قرار گرفتن پره‏هاي چوبي در برش مماسي چوب تعيين مي‏شود و به صورت زير ملاحظه مي‏گردد .

 11 ـ 13 ـ پره‏هاي چوبي درهم :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه طرز قرار گرفتن آنها نظم و ترتيب معيني نداشته باشد . مانند چوب راش .

 11 ـ 14 ـ پره‏هاي چوبي مطبق :

 پره‏هايي چوبي را مطبق گويند كه در برش مماسي در رديف‏هاي تقريبأ موازي كم و بيش انبوده قرار گرفته باشند . مانند چوب و خرمندي .

 11 ـ 15 ـ پهناي پره‏هاي چوبي :

 در برش عرضي چوب پهن‏ترين قسمت پره‏هاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازه‏گيري مي‏شوند . معمولا پهناي پره‏هاي چوبي به سه صورت زير بيان مي‏گردند .

 11 ـ 15 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي باريك ( از 25 تا 50 ميكرون .)

 11 ـ 15 ـ 2 ـ پره‏هاي چوبي با پهناي ميانه ( از 50 تا 100 ميكرون )

 11 ـ 15 ـ 3 ـ پره‏هاي چوبي پهن ( داراي پهناي بيشتر از 100 ميكرون )

 11 ـ 16 ـ پره‏هاي چوبي پهن :

 هرگاه تعداد رديف ياخته در پره‏هاي چوبي چند رديفه به قدري زياد باشد كه پره‏هاي چوبي با چشم غير مسلح در برش‏هاي چوب ديده شود آنها را پره‏هاي چوبي پهن نامند .

 11 ـ 17 ـ تعداد ياخته در طول پره‏هاي چوبي يك رديفه :

 معمولا تعداد ياخته‏ها در بلندي پره‏هاي چوبي مماسي چوب مشخص مي‏شود . تعداد ياخته در بلندي پره‏هاي چوبي يك رديفه به سه صورت زير بيان مي‏گردد .

 11 ـ 17 ـ 1 ـ پره‏هاي يك رديفه كوتاه ( داراي تا 5 ياخته در بلندي خود )

 11 ـ 17 ـ 2 ـ پره‏هاي يك رديفه ميانه ( داراي 5 تا 10 ياخته در بلندي خود )

 11 ـ 7 ـ 3 ـ پره‏هاي يك رديفه بلند ( داراي بيشتر از 10 ياخته در بلندي خود )

 11 ـ 18 ـ اندازه پره‏هاي چوبي :

 تعداد رديف ياخته‏هاي پارانشيمي سازنده پره‏هاي چوبي را گويند . اندازه پره‏هاي چوبي به سه صورت زير ملاحظه مي‏شود .

 11 ـ 19 ـ پره‏هاي چوبي برابر :

 هرگاه پهناي پره‏هاي چوبي در برش عرضي چوب محسوسأ برابر باشد , آنها از پره‏هاي چوبي برابر مي‏نامند :

 11 ـ 20 ـ پره‏هاي چوبي يك در ميان :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه در برش مماسي چوب هريك از پره‏هاي چوبي در بين دو پره رديف بالاتر و رديف پايين‏تر قرار گرفته باشد .

 مانند چوب تبريزي .

 11 ـ 21 ـ انبوهي پره‏هاي چوبي :

 تعداد پره‏هاي چوبي در بر ميليمتر مماسي برش عرضي هر چوب , انبوه پره‏هاي چوبي آن را مشخص مي‏كند انبوهي پره‏هاي چوبي در چوب‏هاي مختلف ممكن است به سه حالت زير ديده شود .

 11 ـ 21 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي با انبوهي كم : ( كمتر از 4 عدد در هر ميليمتر )

 11 ـ 21 ـ 2 ـ پره‏هاي چوبي با انبوهي ميانه ( بين 4 تا 12 عدد پره در هر ميليمتر )

 11 ـ 21 ـ 3 ـ پره‏هاي چوبي با انبوهي فراوان ( بيشتر از 14 عدد پره در هر ميليمتر .)

 11 ـ 22 ـ ميزان درصد پره‏هاي چوبي :

 عبارتست از ميزان پره‏هاي چوبي نسبت به مجموعه كليه عناصر تشكيل دهنده ديگر چوب بر حسب درصد .

 11 ـ 23 ـ بلندي پره‏هاي چوبي :

 بلندي پره‏هاي چوبي معمولا در برش مماسي چوب , بين دو انتهاي پره‏هاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازه‏گيري مي‏شود . بلندي پره‏هاي چوبي را از نظر بلندي به سه گروه زير تقسيم مي‏كنند .

 11 ـ 23 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي كوتاه : ( از 500 تا 1000 ميكرون .)

 11 ـ 23 ـ 2 ـ پره‏هاي چوبي با بلندي ميانه ( از 1000 تا 3000 ميكرون )

 11 ـ 23 ـ 3 ـ پره‏هاي چوبي بلند ( بيشتر از 3000 ميكرون )

 11 ـ 24 ـ پره‏هاي چوبي متغير :

 به پره‏هاي چوبي گفته مي‏شود كه تعداد رديف ياخته‏اي پارانشيمي سازنده آنها بين تعداد معيني متغير باشد . مانند ملچ كه پره‏هاي چوبي آن معمولا داراي 4 الي 6 رديف ياخته هستند .

 11 ـ 25 ـ پره‏هاي چوبي نابرابر :

 در بسياري از چوب‏ها , پهناي پره‏هاي چوبي در همه جا يكسان نيست و ممكن است پره‏هاي يك رديفه پره‏هاي باريك و پره‏هاي پهن در آن چوب با هم وجود داشته باشد . اين قبيل پره‏هاي چوبي را پره‏هاي نابرابر مي‏نامند .

 11 ـ 26 ـ پراكندگي پره‏هاي چوبي :

 طرز قرار گرفتن و فاصله پره‏هاي چوبي از هم ديگر در برش عرضي چوب را پراكندگي پره‏هاي چوبي مي‏نامند ممكن است پراكندگي پره‏هاي چوبي به دو صورت زير ديده شود :

 11 ـ 27 ـ چگونگي پره‏هاي چوبي :

 عبارتست از يك نواخت بودن نسبي ياخته‏هاي پره‏هاي چوبي در برش مماسي چوب , چگونگي پره‏هاي چوبي به سه صورت زير بيان مي‏شود :

 11 ـ 28 ـ پره‏هاي چوبي با ياخته‏هاي كناري پره :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه ياخته‏هاي جانبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده هستند . مانند چوب توت و انجير .

 

 

 11 ـ 29 ـ پره‏هاي چوبي با ياخته‏هاي نرده‏باني پره :

 در بعضي از چوب‏ها ياخته‏هاي قسمت بالا و پايين پره‏هاي چوبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده قرار گرفته‏اند كه شكل آنها در برش شعاعي و مماسي چوب مطابق شكل زير است . مانند چوب انجير .

 

 

 11 ـ 30 ـ پره‏هاي چوبي منظم :

 به پره‏هايي گفته مي‏شود كه فاصله آنها از هم در برش عرضه كم و بيش مساوي باشد مانند چوب افرا پلت و ملح .

 11 ـ 31 ـ پره‏هاي چوبي نامنظم :

 به پره‏هايي گفته مي‏شود كه فاصله آنها از هم در برش عرضي , ترتيب و نظم معيني نداشته باشند . مانند چوب بلند مازو ـ و راش .

 11 ـ 32 ـ پره‏هاي چوبي نادرست :

 در بعضي از چوب‏ها اصولا همه پره‏اي چوبي يك رديفه هستند ولي در بعضي از قسمت‏ها چوب طرز قرار گرفتن پره‏هاي چوبي يك رديفه به قدري انبوه است كه مجموعه آنها با وجود اين‏كه عناصر ديگري بين آنها قرار دارد , از نظر ماكروسكپي به صورت پره‏هاي پهن ديده مي‏شوند . اين پره‏هاي چوبي را پره‏هاي چوبي نادرست مي‏نامند .

 

 11 ـ 33 ـ پره‏هاي چوبي همگن :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه مقطع ياخته‏هاي آن در برش مماسي چوب محسوس مساوي باشند .

 11 ـ 34 ـ پره‏هاي چوبي ميان همگن :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه فقط مقطع ياخته‏هاي بالا و پايين آنها در برش مماسي چوب بزرگتر از مقطع ساير ياخته باشد .

 11 ـ 35 ـ پرده‏هاي چوبي ناهمگن :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه مقطع ياخته‏هاي آنها در اندازه خود در برش مماسي چوب با هم اختلاف كلي داشته باشد .

 11 ـ 36 ـ پره‏هاي چوبي خالي :

 پرهايي چوبي داراي كريستال‏هاي ( بلورهاي ) ممتاز پره‏هاي چوبي داراي مواد مختلف .

 11 ـ 37 ـ محتويات پره‏هاي چوبي :

 ياخته‏هاي پره‏هاي چوبي معمولا داراي مواد ذخيره‏اي گياهي و مواد رنگي هستند . پره‏هاي چوبي را مي‏توان از نظر محتويات به صورت زير طبقه‏بندي مي‏گردد .

  12 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل يازدهم

 12 ـ 1 ـ پارانشيم‏هاي چوبي :

 ياخته‏هاي منشوري شكلي هستند كه داراي جدار نازك بوده و انبار مواد ذخيره گياهي به شمار مي‏رود . امتداد آنها كم و بيش موازي محور درخت مي‏باشد .

 12 ـ 2 ـ بافت پارانشيمي :

 از ياخته‏هاي منشوري شكل چند وجهي ـ جدار نازك و نسبتأ كوتاهي تشكيل شده است كه معمولا انبار مواد غذايي گياهي به شمار مي‏آيد .

 عده‏اي از ياخته‏هاي پارانشيمي در امتداد محور درخت و عده‏اي در جهت عمود به آن قرار گرفته‏اند .

 12 ـ 3 ـ پارانشيم آبكشي :

 عبارتست از ياخته‏هاي پارانشيمي است كه داخل بافت آبكشي وجود دارد .

 12 ـ 4 ـ چگونگي پارانشيم‏هاي چوبي :

 معمولا پارانشيم‏هاي چوبي به سه صورت زير مشاهده مي‏شود .

 12 ـ 5 ـ پارانشيم‏هاي چوبي معمولي .

 12 ـ 6 ـ پارانشيم‏هاي چوبي دوكي شكل .

 12 ـ 7 ـ پارانشيم‏هاي چوبي به صورت رشته‏هاي ياخته‏هاي پارانشيمي

 12 ـ 8 ـ پارانشيم‏هاي دوكي شكل :

 پارانشيم‏هايي هستند كه يك و يا دو يك انتهاي آنها باريكتر شده و به صورت دوكي درآمده است ( كه بايد آنها را با ميكروسكپ مشاهده نمود .)

 12 ـ 9 ـ آرايش پارانشيم‏ها :

 12 ـ 9 ـ 1 ـ پارانشيم پراكنده :

 در بعضي از چوب‏ها ياخته‏هاي پارانشيم‏هاي چوبي در دوره رويش به طور نامنظم پراكنده هستند . آنها را پارانشيم پراكنده مي‏نامند . در اين چوب‏ها پارانشيم‏هاي چوبي از نظر ماكروسكپي ديده نمي‏شود .

 12 ـ 9 ـ 2 ـ پارانشيم‏هاي نامنظم

 در بعضي از چوب‏هاي پارانشيم‏هاي چوبي در لكه‏ها يا نوارهاي بريده نامنظم قرار گرفته‏اند و آنها را پارانشيم‏هاي نامنظم مي‏نامند .

 12 ـ 9 ـ 3 ـ پارانشيم‏هاي چوبي منظم :

 پارانشيم‏هايي را گويند كه طرز قرار گرفتن آنها در برش عرضي منظم بوده و شكل معيني را به وجود مي‏آورد .

 12 ـ 10 ـ رشته‏هاي پارانشيم چوبي :

 در بعضي از چوب‏ها پارانشيم‏هاي چوب‏ها به صورت رشته‏هاي كوتاه يا بلند كه از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده‏اند مي‏باشند . اين قبيل پارانشيم‏ها را رشته‏هاي پارانشيم چوبي مي‏نامند .

 12 ـ 11 ـ رشته‏هاي پارانشيمي پاره ( بريده :)

 در بعضي از چوب‏ها رشته‏هاي پارانشيمي چوبي كوتاه و بريده مي‏باشد . اين قبيل پارانشيم‏ها را رشته‏هاي پارانشيمي پاره ( بريده ) مي‏نامند .

 12 ـ 12 ـ رشته‏هاي پارانشيمي پيوسته :

 در بعضي از چوب‏ها رشته‏هاي پارانشيم چوبي طولاني و مداوم به نظر مي‏رسد ـ آن‏ها را رشته‏هاي پارانشيمي پيوسته مي‏نامند .

 12 ـ 13 ـ نوارهاي پارانشيمي :

 در بعضي از چوب‏ها پرانشيم‏هاي چوبي در نوارهاي كم و بيش پهن كه از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده‏اند ديده مي‏شود . اين پارانشيم‏ها را نوارهاي پارانشيمي مي‏نامند .

 12 ـ 14 ـ پارانشيم‏هاي آوندگرا :

 در بعضي از چوب‏ها ـ ياخته‏هاي پارانشيمي يا قسمت اعظم آنها در نزديكي و كناره آوندها قرار گرفته است . اين قبيل پارانشيم‏ها را پارانشيم‏هاي آوندگرا مي‏نامند .

 12 ـ 15 ـ پارانشيم‏هاي گرد آوندي :

 در بعضي از چوب‏ها ـ ياخته‏هاي پارانشيمي دور آوندهاي بهاره و تابستانه را فراگرفته است اين قبيل پارانشيم‏ها را پارانشيم گردآوندي مي‏نامند .

 12 ـ 16 ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي و بال دار :

 در بعضي از چوب‏ها ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي به صورت كشيده و بال دار به نظر مي‏رسند اين پارانشيم‏ها را پارانشيم گردآوندي بال دار مي‏نامند . ممكن است پارانشيم‏هاي گردآوندي از يك طرف يا از هر دو طرف امتداد يافته ( كشيده شده ) و به شكل بال درآيند .

 12 ـ 17 ـ پارانشيم گردآوندي بال دار چشمي :

 در بعضي از چوب‏ها ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي بال‏دار كاملا به شكل چشم درمي‏آيند آنها را پارانشيم گردآوندي بال‏دار چشمي مي‏نامند .

 12 ـ 18 ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي بال‏دار پيوسته :

 در بعضي از چوب‏ها پارانشيم‏هاي گردآوندي كاملا كشيده شده و به هم مي‏پيوندند و گاهي به صورت نوارهاي نامنظمي كه آوندها را در برگرفته ديده مي‏شوند . اين پارانشيم‏ها را پارانشيم گردآوندي بال دار پيوسته مي‏نامند .

 12 ـ 19 ـ فراواني پارانشيم‏ها :

 در همه چوب‏ها فراواني پارانشيم‏ها يكسان نيست و معمولا به سه حالت زير تقسيم مي‏شوند :

 1 ـ پارانشيم كمياب : ( از 5 تا 10 درصد حجم چوب )

 2 ـ پارانشيم ميانه : ( از 0 تا 20 درصد حجم چوب )

 3 ـ پارانشيم فراوان : ( بيشتر از 20 درصد حجم چوب )

 12 ـ 20 ـ ميزان درصد پارانشيم‏هاي چوبي :

 پارانشيم‏هاي چوبي از نظر محتويات داخلي به سه صورت زير ملاحظه مي‏شوند :

 12 ـ 22 ـ پارانشيم‏هاي خالي :

 داراي كريستال‏هاي مختلف و غالبأ اواكسالات كلسيم .

 پارانشيم‏هاي داراي مواد مختلف


  13 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوازدهم

 13 ـ 1 ـ چوب آغاز :

 به قسمتي از بافت چوب اوايل دوره رويش ( به خصوص در چوب‏هاي مناطق سردسير و معتدله ) ناميده مي‏شود كه نسبت به چوب فصول بعد , بافت آن درشت‏تر است .

 13 ـ 2 ـ چوب پايان :

 به قسمتي از بافت چوبي اواخر دوره رويش ( لايه‏هاي آخر چوب تابستاني ) ناميده مي‏شود كه معمولا بافت آن نسبت به قسمت‏هاي ديگر چوب تشكيل شده در دوره رويش ريزتر است .

 13 ـ 3 ـ چوب بهاره

 در فصل بهار در مناطق معتدله و سردسر كه رويش درختان سريع‏تر است چوب نسبتأ شل بافتي تشكيل مي‏شود كه عناصر آن نسبتأ درشت است . اين قسمت در بعضي از چوب‏ها كاملا مشخص بوده و به رنگ روشن‏تر از ساير نواحي چوب ديده مي‏شود و آن را چوب بهاره گويند .

 13 ـ 4 ـ چوب تابستانه :

 در فصل تابستان كه به تدريج سرعت رشد كمتر مي‏شود بافت چوبي متراكم‏تري با عناصر چوبي ريزتر تشكيل مي‏شود . در بعضي از چوب‏ها اين قسمت كاملا مشخص بوده و رنگ آن از چوب بهاره تيره‏تر است . اين قسمت را چوب تابستانه مي‏نامند .

 13 ـ 5 ـ نسبت چوب تابستانه

 در چوب ناهمگن عبارتست از نسبت پهناي تابستانه به پهناي كل لايه چوب ساليانه .

 13 ـ 6 ـ چوب پاييزه

 اصطلاحي است كه به چوب تابستانه و قسمت متراكم‏تر چوب اواخر دوره رويش اطلاق مي‏شود .

 يادآوري : در اصطلاح چوب‏شناسي گاهي چوب تابستانه خوب پاييزه را اشتباهأ به جاي هم به كار مي‏برند .

 13 ـ 7 ـ چوب‏هاي چند دايره‏اي :

 به چوب‏هايي گفته مي‏شود كه در يك دوره رويش كامل ساليانه آنها به علل بيولوژيكي چند حلقه رويش مشخص به وجود آمده باشد .

 13 ـ 8 ـ حد چوب بهاره و تابستانه :

 در بعضي از چوب‏ها پيشرفت رويش از چوب بهاره تا تابستانه تدريجي است و حد مشخصي ديده نمي‏شود ولي در بعضي ديگر اين چوب بهاره و تابستانه توقف محسوسي به نظر مي‏رسد كه آن را حد چوب بهاره و تابستانه گويند .

 13 ـ 9 ـ حد رويش :

 به حد فاصله بين دو حلقه رويش ساليانه ( در چوب‏هاي مناطق معتدله و سرد ) يا دو ناحيه رويش ( در چوب‏هاي نواحي گرمسيري ) گفته مي‏شود .

 13 ـ 10 ـ حدود رويش صاف :

 حدود رويشي است كه به طور منظم و منحني صاف روئيده است .

 13 ـ 11 ـ حدود رويش موج‏دار :

 حدود رويشي است كه به طور نامنظم و موج‏دار روئيده باشد .

 13 ـ 12 ـ حلقه رويشي

 13 ـ 13 ـ حلقه رويش بريده ( ناتمام :)

 در بعضي از گياهان چوبي كهن سال كه در دوره زندگي آنها احتمالا بعضي از قسمت‏هاي پوست و كامبيون به علل مختلف آسيبي مي‏بيند در همان قسمت به علت ضايعه كامبيوم فعاليت رويشي گياه به طور موضعي متوقف مي‏شود ولي در سال‏هاي بعد فعاليت بافت كامبيوم مجاور سبب مي‏شود كه روي قسمت آسيب ديده پوشيده و رويش قطري ساقه گياه به حال عادي برگردد .

 در برش عرض چنين گياهان حلقه‏هاي رويش ناتمام يا بريده به نظر مي‏رسد .

 13 ـ 14 ـ حلقه‏هاي رويش ساليانه ( دواير ساليانه :)

 در چوب‏هاي نواحي معتدله و  سرد سيري كره زمين چوب هر سال به صورت پوششي در روي پوشش‏هاي قبلي مي‏رويد . برش عرضي هر يك از اين پوشش‏هاي چوبي را حلقه رويش ساليانه مي‏نامند .

 13 ـ 15 ـ حلقه رويش نادرست ( دايره نادرست :)

 در بعضي از گياهان چوبي كه در يك دوره رويش به علل مختلف مانند كمبود آب , آتش سوزي ناگهاني , اثر بادهاي گرم , حمله شديد آفات و غيره رشد گياه براي مدتي متوقف شده و دو مرتبه پس از برطرف شدن آن علت رشد گياه از سر گرفته مي‏شود ممكن است در يك دوره رويش دو يا چند حلقه رويش مشخص به وجود آيد كه آنها حلقه رويش نادرست مي‏نامند .

 13 ـ 16 ـ پهناي حلقه رويش ساليانه :

 به پهناي برش عرضي پوشش چوبي يك ساله در بين دو حد رويش اطلاق مي‏شود كه معمولا در چهار جهت اصلي شمال , جنوب , مشرق و مغرب اندازه‏گيري شده و ميانگين آنها به حساب مي‏آيد .

 13 ـ 17 ـ دايره ساليانه :

 رجوع شود به حلقه رويش ساليانه

 13 ـ 18 ـ دايره نادرست :

 رجوع شود به حلقه نادرست .

 13 ـ 19 ـ دواير بريده ( حلقه رويش بريده :)

 در بعضي از چوب‏ها به علل مختلف از قبيل يك طرفه بودن تاج درخت ـ يك طرفه بودن ريشه درخت ـ و يا ديگر شرايط نامساعد رويش ممكن است بعضي از حلقه‏هاي رويش به طور كامل ساخته نشود اين قبيل حلقه رويش كه به خصوص در روي برش عرضي چوب به وسيله ميكروسكپ به خوبي نمايان مي‏شوند دايره بريده يا حلقه رويش بريده مي‏نامند .

 13 ـ 20 ـ دوره رويش :

 به عمر درخت از آغاز رويش تا روز آزمايش دوره رويش گفته مي‏شود .

 13 ـ 21 ـ دوره رويش ساليانه :

 به قسمتي از چوب درخت كه در ظرف يك دوره يك ساله رويش تشكيل شده است : اطلاق مي‏شود .

 13 ـ 22 ـ دوره كلي رويش :

 در گياهان چوبي اصطلاحأ به كليه پوشش‏هاي چوبي كه در دوره زندگي گياه از زمان تنديدن ( جوانه زدن ) دانه تا زمان افكندن درخت تشكيل شده است اطلاق مي‏شود .

 13 ـ 23 ـ رويش اوليه چوب :

 به بافت‏هايي اطلاق مي‏شود كه در سال اول رويش گياه به وسيله ياخته‏هايي مريستمي ساخته مي‏شود .

 13 ـ 24 ـ رويش ساليانه چوب :

 به بافت چوبي اطلاق مي‏شود كه به خصوص در گياهان سرد سيري و معتدله در ظرف يك دوره رويش كه معمولا يك سال طول مي‏كشد به وجود مي‏آيد .

 13 ـ 25 ـ لايه رويش ( ناحيه رويشي :)

 مقدار چوبي است كه در يك دوره رويش تشكيل شده است .

 13 ـ 26 ـ لايه رويشي ساليانه :

 لايه رويشي در چوب‏هاي مناطق معتدله .

 13 ـ 27 ـ درهم روئي ( لوپ :)

 رويش نامنظم تنه به شكل گرد و رويه صافي كه چوب درهم تار را تشكيل مي‏دهد .

 13 ـ 28 ـ ناحيه رويش :

 در چوب‏هاي مناطق گرم‏سيري كه رويش تقريبأ مداوم بوده و استراحت درختان غالبأ مربوط به تغيير فصول بارندگي است هر سال يك حلقه رويش معيني تشكيل نمي‏شود بلكه در فواصل زمان‏هاي مشخص يك حلقه رويش تشكيل مي‏شود و آن را به اصطلاح ناحيه رويش مي‏نامند .

 13 ـ 29 ـ يك دوره رويش :

 عبارت از پوشش چوبي است كه از فصل آغاز فعاليت كامبيوم پس از استراحت كافي , تا آغاز دوره استراحت بعدي گياه توليد مي‏شود .

 يادآوري 1: دوره رويش در بسياري از گياهان مناطق سردسيري و معتدله ساليانه مي‏باشد ولي در اغلب گياهان مناطق گرم‏سيري به پديده‏هاي ديگرجوي از جمله بارندگي مربوط مي‏باشد .

 13 ـ 30 ـ بافت التيامي :

 عبارتست از قسمتي از چوب و پوست با هم روئيده كه در اثر رويش لبه‏هاي پوست روي محل زخم را مي‏پوشاند .

 13 ـ 31 ـ بافت زايا ـ ( كامبيوم :)

 بافتي است كه در گياهان چوبي از سال دوم رويش در بين بافت‏هاي آوندي و آبكشي به وجود مي‏آيد و به تدريج به طرف داخل ساقه , بافت چوبي و به طرف خارج ساقه , بافت آبكشي را مي‏سازد .

 13 ـ 32 ـ چوبي بي‏برون چوب :

 چوبي است كه پوست و برون چوب آن جدا شده باشد .

 13 ـ 33 ـ چوبدل :

 قسمت مركزي تنه كه شامل مغز و شاخه‏ها و لايه‏هاي رويشي مجاور آن مي‏باشد .

 13 ـ 34 ـ درون پوست :

 به چوب قسمت مركزي ساقه و شاخه‏هاي درخت گفته مي‏شود كه فعاليت فيزيولژيكي آن تقريبأ از بين رفته است و رنگ و خواص اين قسمت در عده‏اي چوب‏ها با رنگ و خواص برون تفاوت دارد .

 13 ـ 35 ـ درون چوبي بروني :

 حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب برون ملاحظه مي‏شود .

 13 ـ 36 ـ درون چوب سرخ :

 درون چوب نادرست به رنگ قرمز كدر مي‏باشد كه به خصوص در چوب راش به وجود مي‏آيد و خواص آن با چوب سالم راش بسيار تفاوت پيدا مي‏كند .

 13 ـ 37 ـ درون چوب مشخص :

 هرگاه رنگ درون چوب با برون چوب اختلاف داشته باشد ـ آن را درون چوب مشخص مي‏نامند .

 13 ـ 38 ـ درون چوب نادرست :

 در عده‏اي از چوب‏ها كه ذاتأ درون چوب مشخص تشكيل نمي‏شود گاهي در اثر عوامل مختلف رنگ و خواص قسمت مركزي ساقه درخت با برون چوب اختلاف پيدا مي‏كند ولي حدود اين قبيل درون چوب معمولا نامنظم است اينگونه درون چوب را درون چوب نادرست مي‏نامند .

 13 ـ 39 ـ لايه مولده داخلي :

 اصطلاحي است براي طبقه زاياي كامبيوم كه در استوانه مركزي بين دسته‏هاي چوبي و آبكشي به وجود مي‏آيد .

 13 ـ 40 ـ ماهدرون

 حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب درون ملاحظه مي‏شود .

 13 ـ 41 ـ مغز :

 قسمت محوري ساقه و شاخه‏ها با قطر كم كه داراي بافت ويژه‏ايست كه با ساختمان چوب اختلاف دارد .

 13 ـ 42 ـ نهان مغز :

 عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان نباشد .

 13 ـ 43 ـ مغز ساقه :

 به قسمت دروني ساقه گفته مي‏شود كه معمولا از ياخته‏هاي پارانشيمي نامنظم و جدار نازك تشكيل شده است و در بسياري از گياهان چوبي به تدريج از بين رفته و جاي آن را بافت چوبي فرامي‏گيرد .

 13 ـ 44 ـ چوب فشاري :

 عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت دروني محل انحناي ساقه , شاخه‏ها يا ريشه سوزني برگان به وجود مي‏آيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا ( از نظر ماكروسكپي ) بدون گوشه يا گرد بودن برش عرضي جدار تراكئيدها وجود مئا ( يا فضاي بين ياخته‏اي ) در بين تراكئيدها , بزرگي زاويه بين فيبريلهاس و جهت محور طولي ياخته , وجود گيسختگي‏هاي مارپيچي موازي با جهت ميكروفيبريل‏ها , كوتاه بودن نسبي تراكئيدها ( از نظر ميكروسكپي ) و افزوني مقدار لينگين در جدار تراكئيدها نسبت به تراكئيدهاي سالم ( از نظر شيميايي ) مقاومت چوب فشاري كمتر از چوب معمولي است .

 13 ـ 45 ـ چوب كششي :

 عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت بيروني محل انحناي ساقه , شاخه يا ريشه پهن برگلن به وجود مي‏آيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا پديدار شدن نوعي درخشندگي نقره‏اي در چوب‏هايي كه داراي درون چوب مشخص هستند به خصوص در برش‏هاي طولي ( از نظر ماكروسكپي .)

 ژلاتيني شدن جدار فيبرها و پيدايش خطوط مارپيچي در جدار بعضي از فيبرهاش ( از نظر ميكروسكپي ) ـ كمبود ليگنين و افزايش نسبي سلولز در جدار ياخته‏ها . مقاومت چوب كششي در برابر خمش استاتيك كمتر از چوب معمولي است .

 13 ـ 46 ـ چوب واكنشي :

 در اصطلاح چوب‏شناسي به يك نوع ساختمان غيرطبيعي چوب اطلاق مي‏شود كه در اثر عاملي در محل‏هاي خم شده ريشه ـ ساقه يا شاخه‏ها به وجود آمده باشد ( چوب واكنشي در سوزني برگان چوب فشاري و در پهن برگان چوب كششي مي‏نامند .)

 13 ـ 47 ـ چوب همگن :

 عبارت از چوبي است كه در آن ساختمان و خواص چوب بهاره و تابستانه با يكديگر اختلاف زيادي ندارند و لايه‏هاي رويش آن خوب مشخص نيستند .

 13 ـ 48 ـ چوب ناهمگن :

 چوبي است كه ساختمان و خواص چوب بهاره آن با چوب تابستانه اختلاف زيادي دارد و اين امر سبب مشخص شدن حد لايه‏هاي رويش مي‏باشد .

  14 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل سيزدهم

 14 ـ 1 ـ رنگ‏ها :

 عبارتست از نام‏هاي تجارتي و آزمايشگاهي رنگ‏هايي كه در برش‏هاي ميكروسكپي چوب‏شناسي معمولا به كار برده مي‏شوند .

 14 ـ 2 ـ رنگ‏آميزي :

 عبارتست از رنگ كردن برش‏هاي ميكروسكپي چوبي و گياهي جهت بهتر نمايان شدن بافت‏هاي آن .

 14 ـ 3 ـ باز بافت :

 اين اصطلاح را كساني كه به رنگ كردن چوب مي‏پردازند به كار مي‏برند . در بعضي از چوب‏ها كه داراي آوندهاي درشت و يا داراي بخش روزنه‏اي هستند , به‏طوري‏كه آوندهاي آنها ( به ويژه آوندهاي بهاره ) با چشم غير مسلح ديده مي‏شود ( مانند چوب‏هاي بلند مازو ـ ملج ـ گردو ـ زبان گنجشك و غيره ) بايستي خلل و فرج آن قبل از رنگ كردن , توسط ماده‏اي ( بتونه ) پر شود اين اصطلاح را بازبافت گويند .

 14 ـ 4 ـ رنگ‏هاي آبي :

 عبارتند از : آبي آسترا (Astrblue) آبي آني لين (Anilinblue) آبي راين (Rosorcinblue) آبي سودان (Sudan Blue) آبي رزورسين (Rine Blue) آبي متيلين (Metylenblue)

 14 ـ 5 ـ رنگ‏هاي بنفش :

 عبارتند از : بنفش بلوري (Kitidysllviolet) بنفش ژان سيان (Gen cian vilet)

 14 ـ 6 ـ رنگ‏هاي زرد :

 عبارتند از : اورامين (Auramin) پيكرين (piktin) زرد مارتيوس (martiusyellow) اسيد پيكريك (pikrik acid)

 14 ـ 7 ـ رنگ‏هاي قرمز :

 عبارتند از :

 14 ـ 8 ـ رنگ‏هاي قرمز :

 عبارتند از :

 فوكسين (Fuksin) قرمز كنگو (Con Gort) هماتوكسيلين (Hematxylin) كارمن (Carmin) زافرائين (Safurin.)

 14 ـ 9 ـ رنگ‏هاي نارنجي :

 عبارتند از :

 كروسئين براق (Brillout crocien) تغنين (Thion) باري تاچ (Buri tuoch) اورسئين (Orcein) آيزن آلوم (Eisen aluem)

 14 ـ 10 ـ رنگ‏هاي سبز :

 عبارتند از :

 سبزمالا خيت (Mslsvhiy gun) سبز روشن (Richturm) سبز متيل0() سبز براق (Brillout Gun)

 14 ـ 11 ـ مواد ثابت كننده ( فيكساتورها )

 14 ـ 12 ـ ثابت كردن بافت‏هاي چوب :

 چون قسمتي از چوب از ياخته‏هاي زنده تشكيل شده است و ممكن است در حين بررسي‏هاي ميكروسكپي تغييراتي پيدا كند . قبل از انجام بررسي برش‏هاي چوب را به وسيله محلول‏هاي ثابت كننده درحالتي كه هست ثابت مي‏كند و اين عمل را ثابت كردن ( فيكساسيون ) چوب مي‏نامند .

 14 ـ 13 ـ پارافين :

 پارافين ماده‏ايست كه بيشتر در برش برداري‏هاي سري و مداوم به كار برده مي‏شود .

 14 ـ 14 ـ محلول‏هاي فيكاسيون ( محلول ثبوت )

 محلول‏هاي بسيار مختلفي هستند كه بسته پرورش كار آزمايشگاه‏هاي   و تجربه دانشمندان از آنها براي ثابت كردن بافت‏هاي چوبي استفاده مي‏شود مهم‏ترين انواع محلول‏هاي فيكاسيون عبارتند از :

 14 ـ 15 ـ پولي انيلين گليگل (Polyethlen Glycole)

 اين ماده در امريكا به نام Carbova در انگلستان به نام Aauax و در آلمان به نام خيستوواكس Histowchs ناميده مي‏شود .

 اين ماده با سختي‏هاي مختلف تهيه مي‏شود و بيشتر براي برش برداري  از بافت‏هاي ناهمگن مانند پوست درختان و غيره مورد استفاده قرار مي‏گيرد . استفاده از اين ماده روش مخصوصي دارد ( براي توضيح به دروش چوب‏شناسي رجوع شود .)

 14 ـ 16 ـ سلوئيدين (Celloidin:)

 سلوئيدن‏در چوب‏شناسي خيلي كم مورد استفاده قرار مي‏گيرد .

 14 ـ 17 ـ گليسرين :

 گليسرين ماده‏ايست كه براي تهيه برش‏هاي ميكروسكپي از آن استفاده مي‏شود .

 14 ـ 18 ـ محلول استيو (Stieve:)

 محلول استيو تشكيل شده از :

 سوبليمات محلول در آب 76 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين 40 درصد 20 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 11 سانتي‏متر مكعب

 محلول با مخلوط هايدن‏هاين وسوزا (susa ,Heidenhain) تشكيل شده از :

 سوبليمات 4/5 گرم

 نمك طعام 0/6 گرم

 اسيد استيك 4 سانتي‏متر مكعب

 آب مقطر 80 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين %40   20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 19 ـ محلول بويين (Bouin:)

 اين محلول تشكيل شده از :

 محلول اسيد پيكريت %1 در آب 15 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين %4   5 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 1 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 20 ـ محلول رلي (Relly:)

 محلول رلي تشكيل شده از :

 بي‏كربنات پتاسيم 200 گرم

 آب مقطر 100 گرم

 فرمالين%4 5 گرم

 14 ـ 21 ـ محلول ريگادو (Regaud)

 محلول ريگادو تشكيل شده از :

 محلول بي‏كربنات پتاسيم %3   80 سانتي‏متر مكعب

 محلول فرمالين %4 خنثي 20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 22 ـ محلول فرمالين (Formalin:)

 محلول فرمالين تشكيل شده از :

 فرمالين %4   10 سانتي‏متر مكعب

 آب مقطر 100 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 23 ـ محلول زنكن (Zenken:)

 محلول زنكن تشكيل شده از :

 سوبليمات 5 گرم

 بيكرمات پتاسيم 2/5 گرم

 كريستال سولفات سديم 1 گرم

 آب مقطر 100 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 5 سانتي‏متر مكعب ( كه بلافاصله قبل از استعمال اضافه مي‏شود )

 14 ـ 24 ـ محلول فرمالين و الكل (Formalin alkoleh:)

 محلول فرمالين و الكل تشكيل شده از :

 فرمالين %4    10  سانتي‏متر مكعب

 الكل %4   20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 25 ـ محلول فرمالين و سوبليمات (Soblimat - Formalin:)

 محلول فرمالين و سوبليمات تشكيل شده از :

 سوبليمات 4/5 گرم

 كلرات پتاسيم 5 گرم

 آب مقطر 80 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين 20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 26 ـ محلول فلمينگ (Flemining:)

 سه نوع از محلول فلمينگ به شرح زير ساخته و به كار برده مي‏شود .

 3 ـ 1 ـ محلول غليظ

 اسيد كرميك %1   15  سانتي‏متر مكعب

 اسيد اسميموم  %2   4 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك %1

 14 ـ 27 ـ محلول قوي كه خود از دو قسمت تشكيل شده :

 قسمت اول :

 اسيد كرميك  %1   40 گرم

 آب مقطر  40 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 10 گرم

 قسمت دوم :

 اسيد استيك 2 گرم

 محلول اسيد كرميك %2   100 گرم

 قسمت دوم را بايد در شيشه قهوه‏اي رنگ نگهداري كرد و هنگام استعمال هر دو قسمت را به نسبت مساوي با هم مخلوط نمود .

 14 ـ 28 ـ محلول كارنوي (Carnoy:)

 اين محلول تشكيل شده از :

 الكل مطلق 60 سانتي‏متر مكعب

 كلرو فرم 30 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 10 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 29 ـ محلول مولر (Muller:)

 محلول مولر تشكيل شده از :

 بي‏كربنات دوپتاس 2/5 گرم

 كريستال سولفات سديم 1 گرم

 آب مقطر 100 گرم .

 

 

Maf Wood

+ نوشته شده توسط محمدرضا محمدی در چهارشنبه 1387/06/13 و ساعت 23:59 |