10 ـ 8 ـ فيبرها :
قسمت اعظم ساختمان بسياري از چوبها پهن برگان را ياختههاي بلند دوكي شكل با جدار نسبتأ كلفت تشكيل داده است كه جقره داخلي آنها باريك ميباشند . برش عرضي اين ياختهها به شكل چند ضلعي و غالبأ به شكل 4 ـ 5 ضلعي ديده ميشود و برش طول آنها كشيده و باريك است كه به دو انتهاي صاف يا كمي دندانهدار منتهي ميگردد اين ياختهها را تار يا فيبر مينامند .
يادآوري 4:
واژه ( ليف ,) به جاي تار يا فيبر مصطلح نشده است ولي مجموع تارها يا فيبرهاي چوبي را الياف چوبي هم مينامند .
10 ـ 9 ـ فيبر معوج ( موج دار )
عبارتست از فيبرهايي است كه راستاي آنها مستقيم نبوده و داراي خميدگي باشد مانند فيبر ممرز .
10 ـ 10 ـ الياف ژلاتيني ( فيبر ژلاتيني )
عبارتست از الياف چوبي كه جدار آنها در اثر پديدههاي مختلف ژلاتيني شده باشد .
10 ـ 11 ـ تار چوب :
در اصطلاح چوبشناسي عبارتست از طرز قرار گرفتن و راستاي الياف چوب , نسبت به همديگر و محور قطعه چوب .
10 ـ 12 ـ به بوم :
رجوع شود به ( كج تار ) و ( لاپيچيده تار )
10 ـ 13 ـ پيچيده تار :
چوبي است كه الياف آن نسبت به محور در خست پيچيدگي داشته ولي نسبت به هم موازي باشد .
10 ـ 14 ـ خوش بوم :
رجوع شود به ( راست تار .)
10 ـ 15 ـ راستاي چوب :
عبارتست جهت كلي الياف چوب .
10 ـ 16 ـ راستاي فيبرها :
عبارتست از امتداد مجموعه فيبرها .
10 ـ 17 ـ درهم تار :
به چوبهايي اطلاق ميشود كه در آنها راستاي الياف نسبت به محوره قطعه چوب و نسبت به هم , وضع مشخصي نداشته و به طور درهم قرار گرفته باشند .
10 ـ 18 ـ راست تار ( خوش بوم :)
چوبهايي هستند كه در آنها راستاي الياف عناصر تشكيل دهنده چوب كم و بيش موازي محور قطعه چوب ميباشد .
10 ـ 19 ـ كج تار ( بند بوم :)
چوبهايي هستند كه در آنها راستاي الياف چوب با محور قطعه چوب , زاويه معيني تشكيل دهند .
10 ـ 20 ـ كماني تار :
عبارتست از تغيير شكلي كه در چوبهاي بريده شده , انحناني به شكل كمان به وجود ميآورد و معمولا منظم بوده و تمام يا قسمتي از دو رويه چوب به شكل استوانهاي درميآيد .
10 ـ 21 ـ مارپيچ تار :
چوبهايي را گوينه كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به محور قطعه چوب , وضع مارپيچي داشته باشد .
10 ـ 22 ـ مارپيچ تار متناوب :
به چوبهايي اطلاق ميشود كه در آنها راستاي دستهاي از الياف يك طبقه ( پوشش ) چوب , نسبت به محور , از سمت معيني پيچيده و در پوشش قبلي و بعدي آن در جهت عكس آن پيچيده باشد .
اينگونه چوبها در برش طولي خود , معمولا نقش نواري گروه چوبهاي به اصطلاح آگاژورا ظاهر ميسازد .
10 ـ 23 ـ مايل تار :
چوب بريده شدهاي است كه در يك يا دو سطح روبهروي هم راستاي الياف نسبت به سطوح آنها به طور مايل قرار گرفته باشد .
10 ـ 24 ـ متناوب تار :
چوبي است كه راستاي الياف آن يك در ميان نسبت به دو سطح غير روبهروي و به طور مايل قرار گرفته باشد .
10 ـ 25 ـ موجي تار :
چوبهايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب در جهت طولي قطعه چوب ( جهت محور چوب ) موجهاي سينوسي نشان دهنده مانند چوب بعضي از افراها .
10 ـ 26 ـ همگن تار :
چوبهايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به همديگر كم و بيش موازي باشند .
10 ـ 27 ـ ناهمگن تار :
چوبهايي را گويند كه در آنها جهت الياف چوب نسبت به هم موازي نبوده و زاويههاي مختلفي را نشان ميدهد .
10 ـ 28 ـ پراكندگي فيبرها :
عبارتست از طرز قرار گرفتن فيبرها در زمينه برش عرضي چوب .
10 ـ 29 ـ طرز قرار گرفتن فيبرها :
عبارتست از نماي برش عرضي فيبرها در زير ميكروسكپ .
10 ـ 29 ـ 1 ـ فيبرها به شكل گروههاي پراكنده :
در بعضي از چوبها , طرز قرار گرفتن فيبرها طوريست كه رشته يا نوار مشخصي را به وجود نميآورد و فيبرها در گروههاي مختلف نامنظم قرار گرفتهاند .
10 ـ 29 ـ 2 ـ فيبرهاي با پراكنده منظم :
عبارتست از پراكندگي فيبرها در برش عرضي چوب كه تقريبأ يكنواخت باشد .
10 ـ 29 ـ 3 ـ فيبرها در رشتهها يا نوارهاي شعاعي :
در بعضي از چوبها , عده زيادي از فيبرها به طور منظم در رشتههاي شعاعي قرار گرفتهاند .
10 ـ 29 ـ 4 ـ فيبر درهم :
عبارت از فيبرهايي است كه داراي راستاي مشخصي نيستند و به طور درهم ديده ميشوند . مانند فيبر چوب انجيلي .
10 ـ 30 ـ اندازه فيبرها .
10 ـ 30 ـ 1 ـ بلندي فيبرها :
عبارتست از فاصله طولي بين دو انتهاي فيبر كه معمولا بر حسب ميكرون اندازهگيري ميشوند .
10 ـ 30 ـ 1 ـ 1 ـ فيبر بلند :
عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 1600 ميكرون بيشتر است .
10 ـ 30 ـ 1 ـ 2 ـ فيبر با بلندي ميانه :
عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 600 ميكرون ميباشد .
10 ـ 31 ـ كلفتي ديواره فيبرها :
عبارتست از جداري كه محتويات داخل ياخته فيبرها را در برگرفته است اين ديواره , از خارج به داخل خود از چند لايه متمايز ساخته شده است كه مجموعه اين لايهها با ميكروسكپهاي معمولي به صورت يك ديواره ديده ميشود .
10 ـ 31 ـ 1 ـ فيبرهاي با ديواره نازك :
عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها در برش عرضي چوب كوچكتر از قطر خود فيبر باشد .
مانند فيبر چوبهاي نمدار و توسكا :
10 ـ 31 ـ 2 ـفيبرهاي با ديواره ميانه :
عبارتست از فيبرهايي كه يا پهناي ديواره آنها تقريبأ برابر فيبر در برش عرضي باشد .
مانند فيبر چوبهاي شب خسب و افرا .
10 ـ 31 ـ 3 ـ فيبرهاي با ديواره كلفت :
عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها كلفتتر از مقطع فيبر در برش عرضي باشد . مانند بلند مازو ـ و اقاقيا .
10 ـ 32 ـ فراواني فيبرها :
عبارتست از ميزان نسبي فراواني فيبرها نسبت به عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب كه آن را به سه صورت بشرح زير مشخص ميكنند .
10 ـ 33 ـ فيبر فراوان :
هنگامي كه در چوبي , فيبرها بيشتر از مجموع ساير عناصر باشد .
10 ـ 34 ـ فيبر ميانه :
هنگامي كه در چوبي مجموع فيبرها تقريبأ برابر ساير عناصر دهنده چوب باشد .
10 ـ 35 ـ فيبر كمياب :
هنگامي در چوبي ميزان فيبرها كمتر از مجموع ساير عناصر تشكيل دهنده چوب باشد .
10 ـ 36 ـ الياف آبكشي :
عبارتست از اليافي با جدار ضخيم كه به طور گروهي ( در گروههاي كوچك ) در داخل بافي آبكشي بعضي از چوبها ظاهر ميشود . جدار اين فيبرها نيز معمولا چوبي ميشود .
11 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دهم
11 ـ 1 ـ پرههاي چوبي :
بافتي است كه از يك يا چند رديف ياختههاي پارانشيمي افقي ساخته شده و جهت آن عمود به محور درخت ميباشد اين بافت به شكل اشعه كم و بيش پهني در برش عرضي تنه درخت ديده ميشود .
11 ـ 2 ـ اشعه وسطي ـ ( اشعه مغزي ) ( پرههاي چوبي )
گروهي از پارانشيمهاي استوانه مركزي ساقه را كه در امتداد اشعه برشي عرضي ساقه و ريشه , بين بافتهاي چوبي آبكش ( هادروم و لپتوم ) قرار گرفتهاند . اصطلاح چوبشناسي پرههاي چوبي و در اصطلاح گياهشناسي اشعه وسطي يا اشعه مغزي مينامند .
11 ـ 3 ـ پارانشيمهاي پرههاي چوبي :
به ياختههاي پارانشيمي كم و بيش افقي كه پرههاي چوبي را تشكيل ميدهند , پارانشيمهاي پره چوبي ميگويند .
11 ـ 4 ـ پر مگسها ( مايورها :)
برش طولي پرههاي چوبي در برش شعاعي چوب كه ( غالبأ در اين برگان ) به صورت لكههاي كم و بيش درشت و كشيده ديده ميشود در بعضي از چوبها نقش زيبايي را به وجود ميآورد . چوبشناسي و نجاري ايران اين لكهها را به اصطلاح پر مگس مينامند .
11 ـ 5 ـ پر مگس جناغي :
در بعضي از گونههاي چوب مانند چوب چنار و راش , نماي پر مگسها در برش شعاعي چوب به شكلي است كه اگر آنها را به طور قرينه كنار هم بچسبانند شكل جناغ ايجاد ميكند اين نوع پر مگسها را پر مگس جناغي مينامند .
11 ـ 6 ـ پر مگس نقرهاي :
در بعضي از چوبها , پر مگسها به صورت معيني درخشنده ميباشند كه آنها را در اصطلاح نجاري ايراني , پر مگس نقرهاي مينامند .
مانند پرمگس چوب راش رافرا .
11 ـ 7 ـ پرههاي چوبي نخستين :
به عدهاي از پرههاي چوبي كه از ابتداي رويش درخت تشكيل شده و از مغز ساقه آغاز ميشود , پره چوبي نخستين گويند .
11 ـ 8 ـ پرههاي چوبي ثانوي :
به تدريج كه قطر ساقه درخت زيادتر ميشود , ضمن رويش بافتهاي ديگر , پرههاي چوبي تازهاي نيز بين پرههاي نخستين به وجود ميآيد كه آنها را پرههاي چوبي ثانوي مينامند .
11 ـ 9 ـ پرههاي چوبي چند رديفه :
در بعضي از چوبها پرههاي چوبي از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پرههاي چوبي چند رديفه مينامند پرههاي چوبي چند رديفه را معمولا به پرههاي چوبي باريك ـ متوسط ـ و پهن تقسيم ميكنند و تشخيص آنها از نظر ماكروسكپي به طور نظلي صورت ميگيرد .
يادآوري 5:
در اين قبيل پرههاي چوبي چند رديفه , بين ياختههاي پارانشيمي پرههاي چوبي از عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب ديده نميشود . مانند پرههاي چوبي چند رديفه راش , و بلند مازو .
11 ـ 10 ـ پرههاي چوبي يك رديفه :
در بعضي از چوبها پرههاي چوبي فقط از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پرههاي چوبي يك رديفه مينامند . مانند پرههاي چوبي سندبرها و بيد و توسكا و ممرز .
11 ـ 11 ـ پرههاي چوبي در برش مماسي :
پرههاي چوبي در برش مماسي چوب , به شكل دوكي كم و بيش درست و با كمي اختلاف رنگ با متن چوب ديده ميشود كه آنها را پرههاي چوبي در برش مماسي نامند .
11 ـ 12 ـ آرايش ( طرز قرار گرفتن ) پرههاي چوبي :
طرز قرار گرفتن پرههاي چوبي در برش مماسي چوب تعيين ميشود و به صورت زير ملاحظه ميگردد .
11 ـ 13 ـ پرههاي چوبي درهم :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه طرز قرار گرفتن آنها نظم و ترتيب معيني نداشته باشد . مانند چوب راش .
11 ـ 14 ـ پرههاي چوبي مطبق :
پرههايي چوبي را مطبق گويند كه در برش مماسي در رديفهاي تقريبأ موازي كم و بيش انبوده قرار گرفته باشند . مانند چوب و خرمندي .
11 ـ 15 ـ پهناي پرههاي چوبي :
در برش عرضي چوب پهنترين قسمت پرههاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازهگيري ميشوند . معمولا پهناي پرههاي چوبي به سه صورت زير بيان ميگردند .
11 ـ 15 ـ 1 ـ پرههاي چوبي باريك ( از 25 تا 50 ميكرون .)
11 ـ 15 ـ 2 ـ پرههاي چوبي با پهناي ميانه ( از 50 تا 100 ميكرون )
11 ـ 15 ـ 3 ـ پرههاي چوبي پهن ( داراي پهناي بيشتر از 100 ميكرون )
11 ـ 16 ـ پرههاي چوبي پهن :
هرگاه تعداد رديف ياخته در پرههاي چوبي چند رديفه به قدري زياد باشد كه پرههاي چوبي با چشم غير مسلح در برشهاي چوب ديده شود آنها را پرههاي چوبي پهن نامند .
11 ـ 17 ـ تعداد ياخته در طول پرههاي چوبي يك رديفه :
معمولا تعداد ياختهها در بلندي پرههاي چوبي مماسي چوب مشخص ميشود . تعداد ياخته در بلندي پرههاي چوبي يك رديفه به سه صورت زير بيان ميگردد .
11 ـ 17 ـ 1 ـ پرههاي يك رديفه كوتاه ( داراي تا 5 ياخته در بلندي خود )
11 ـ 17 ـ 2 ـ پرههاي يك رديفه ميانه ( داراي 5 تا 10 ياخته در بلندي خود )
11 ـ 7 ـ 3 ـ پرههاي يك رديفه بلند ( داراي بيشتر از 10 ياخته در بلندي خود )
11 ـ 18 ـ اندازه پرههاي چوبي :
تعداد رديف ياختههاي پارانشيمي سازنده پرههاي چوبي را گويند . اندازه پرههاي چوبي به سه صورت زير ملاحظه ميشود .
11 ـ 19 ـ پرههاي چوبي برابر :
هرگاه پهناي پرههاي چوبي در برش عرضي چوب محسوسأ برابر باشد , آنها از پرههاي چوبي برابر مينامند :
11 ـ 20 ـ پرههاي چوبي يك در ميان :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه در برش مماسي چوب هريك از پرههاي چوبي در بين دو پره رديف بالاتر و رديف پايينتر قرار گرفته باشد .
مانند چوب تبريزي .
11 ـ 21 ـ انبوهي پرههاي چوبي :
تعداد پرههاي چوبي در بر ميليمتر مماسي برش عرضي هر چوب , انبوه پرههاي چوبي آن را مشخص ميكند انبوهي پرههاي چوبي در چوبهاي مختلف ممكن است به سه حالت زير ديده شود .
11 ـ 21 ـ 1 ـ پرههاي چوبي با انبوهي كم : ( كمتر از 4 عدد در هر ميليمتر )
11 ـ 21 ـ 2 ـ پرههاي چوبي با انبوهي ميانه ( بين 4 تا 12 عدد پره در هر ميليمتر )
11 ـ 21 ـ 3 ـ پرههاي چوبي با انبوهي فراوان ( بيشتر از 14 عدد پره در هر ميليمتر .)
11 ـ 22 ـ ميزان درصد پرههاي چوبي :
عبارتست از ميزان پرههاي چوبي نسبت به مجموعه كليه عناصر تشكيل دهنده ديگر چوب بر حسب درصد .
11 ـ 23 ـ بلندي پرههاي چوبي :
بلندي پرههاي چوبي معمولا در برش مماسي چوب , بين دو انتهاي پرههاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازهگيري ميشود . بلندي پرههاي چوبي را از نظر بلندي به سه گروه زير تقسيم ميكنند .
11 ـ 23 ـ 1 ـ پرههاي چوبي كوتاه : ( از 500 تا 1000 ميكرون .)
11 ـ 23 ـ 2 ـ پرههاي چوبي با بلندي ميانه ( از 1000 تا 3000 ميكرون )
11 ـ 23 ـ 3 ـ پرههاي چوبي بلند ( بيشتر از 3000 ميكرون )
11 ـ 24 ـ پرههاي چوبي متغير :
به پرههاي چوبي گفته ميشود كه تعداد رديف ياختهاي پارانشيمي سازنده آنها بين تعداد معيني متغير باشد . مانند ملچ كه پرههاي چوبي آن معمولا داراي 4 الي 6 رديف ياخته هستند .
11 ـ 25 ـ پرههاي چوبي نابرابر :
در بسياري از چوبها , پهناي پرههاي چوبي در همه جا يكسان نيست و ممكن است پرههاي يك رديفه پرههاي باريك و پرههاي پهن در آن چوب با هم وجود داشته باشد . اين قبيل پرههاي چوبي را پرههاي نابرابر مينامند .
11 ـ 26 ـ پراكندگي پرههاي چوبي :
طرز قرار گرفتن و فاصله پرههاي چوبي از هم ديگر در برش عرضي چوب را پراكندگي پرههاي چوبي مينامند ممكن است پراكندگي پرههاي چوبي به دو صورت زير ديده شود :
11 ـ 27 ـ چگونگي پرههاي چوبي :
عبارتست از يك نواخت بودن نسبي ياختههاي پرههاي چوبي در برش مماسي چوب , چگونگي پرههاي چوبي به سه صورت زير بيان ميشود :
11 ـ 28 ـ پرههاي چوبي با ياختههاي كناري پره :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه ياختههاي جانبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده هستند . مانند چوب توت و انجير .
11 ـ 29 ـ پرههاي چوبي با ياختههاي نردهباني پره :
در بعضي از چوبها ياختههاي قسمت بالا و پايين پرههاي چوبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده قرار گرفتهاند كه شكل آنها در برش شعاعي و مماسي چوب مطابق شكل زير است . مانند چوب انجير .
11 ـ 30 ـ پرههاي چوبي منظم :
به پرههايي گفته ميشود كه فاصله آنها از هم در برش عرضه كم و بيش مساوي باشد مانند چوب افرا پلت و ملح .
11 ـ 31 ـ پرههاي چوبي نامنظم :
به پرههايي گفته ميشود كه فاصله آنها از هم در برش عرضي , ترتيب و نظم معيني نداشته باشند . مانند چوب بلند مازو ـ و راش .
11 ـ 32 ـ پرههاي چوبي نادرست :
در بعضي از چوبها اصولا همه پرهاي چوبي يك رديفه هستند ولي در بعضي از قسمتها چوب طرز قرار گرفتن پرههاي چوبي يك رديفه به قدري انبوه است كه مجموعه آنها با وجود اينكه عناصر ديگري بين آنها قرار دارد , از نظر ماكروسكپي به صورت پرههاي پهن ديده ميشوند . اين پرههاي چوبي را پرههاي چوبي نادرست مينامند .
11 ـ 33 ـ پرههاي چوبي همگن :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه مقطع ياختههاي آن در برش مماسي چوب محسوس مساوي باشند .
11 ـ 34 ـ پرههاي چوبي ميان همگن :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه فقط مقطع ياختههاي بالا و پايين آنها در برش مماسي چوب بزرگتر از مقطع ساير ياخته باشد .
11 ـ 35 ـ پردههاي چوبي ناهمگن :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه مقطع ياختههاي آنها در اندازه خود در برش مماسي چوب با هم اختلاف كلي داشته باشد .
11 ـ 36 ـ پرههاي چوبي خالي :
پرهايي چوبي داراي كريستالهاي ( بلورهاي ) ممتاز پرههاي چوبي داراي مواد مختلف .
11 ـ 37 ـ محتويات پرههاي چوبي :
ياختههاي پرههاي چوبي معمولا داراي مواد ذخيرهاي گياهي و مواد رنگي هستند . پرههاي چوبي را ميتوان از نظر محتويات به صورت زير طبقهبندي ميگردد .
12 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل يازدهم
12 ـ 1 ـ پارانشيمهاي چوبي :
ياختههاي منشوري شكلي هستند كه داراي جدار نازك بوده و انبار مواد ذخيره گياهي به شمار ميرود . امتداد آنها كم و بيش موازي محور درخت ميباشد .
12 ـ 2 ـ بافت پارانشيمي :
از ياختههاي منشوري شكل چند وجهي ـ جدار نازك و نسبتأ كوتاهي تشكيل شده است كه معمولا انبار مواد غذايي گياهي به شمار ميآيد .
عدهاي از ياختههاي پارانشيمي در امتداد محور درخت و عدهاي در جهت عمود به آن قرار گرفتهاند .
12 ـ 3 ـ پارانشيم آبكشي :
عبارتست از ياختههاي پارانشيمي است كه داخل بافت آبكشي وجود دارد .
12 ـ 4 ـ چگونگي پارانشيمهاي چوبي :
معمولا پارانشيمهاي چوبي به سه صورت زير مشاهده ميشود .
12 ـ 5 ـ پارانشيمهاي چوبي معمولي .
12 ـ 6 ـ پارانشيمهاي چوبي دوكي شكل .
12 ـ 7 ـ پارانشيمهاي چوبي به صورت رشتههاي ياختههاي پارانشيمي
12 ـ 8 ـ پارانشيمهاي دوكي شكل :
پارانشيمهايي هستند كه يك و يا دو يك انتهاي آنها باريكتر شده و به صورت دوكي درآمده است ( كه بايد آنها را با ميكروسكپ مشاهده نمود .)
12 ـ 9 ـ آرايش پارانشيمها :
12 ـ 9 ـ 1 ـ پارانشيم پراكنده :
در بعضي از چوبها ياختههاي پارانشيمهاي چوبي در دوره رويش به طور نامنظم پراكنده هستند . آنها را پارانشيم پراكنده مينامند . در اين چوبها پارانشيمهاي چوبي از نظر ماكروسكپي ديده نميشود .
12 ـ 9 ـ 2 ـ پارانشيمهاي نامنظم
در بعضي از چوبهاي پارانشيمهاي چوبي در لكهها يا نوارهاي بريده نامنظم قرار گرفتهاند و آنها را پارانشيمهاي نامنظم مينامند .
12 ـ 9 ـ 3 ـ پارانشيمهاي چوبي منظم :
پارانشيمهايي را گويند كه طرز قرار گرفتن آنها در برش عرضي منظم بوده و شكل معيني را به وجود ميآورد .
12 ـ 10 ـ رشتههاي پارانشيم چوبي :
در بعضي از چوبها پارانشيمهاي چوبها به صورت رشتههاي كوتاه يا بلند كه از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شدهاند ميباشند . اين قبيل پارانشيمها را رشتههاي پارانشيم چوبي مينامند .
12 ـ 11 ـ رشتههاي پارانشيمي پاره ( بريده :)
در بعضي از چوبها رشتههاي پارانشيمي چوبي كوتاه و بريده ميباشد . اين قبيل پارانشيمها را رشتههاي پارانشيمي پاره ( بريده ) مينامند .
12 ـ 12 ـ رشتههاي پارانشيمي پيوسته :
در بعضي از چوبها رشتههاي پارانشيم چوبي طولاني و مداوم به نظر ميرسد ـ آنها را رشتههاي پارانشيمي پيوسته مينامند .
12 ـ 13 ـ نوارهاي پارانشيمي :
در بعضي از چوبها پرانشيمهاي چوبي در نوارهاي كم و بيش پهن كه از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شدهاند ديده ميشود . اين پارانشيمها را نوارهاي پارانشيمي مينامند .
12 ـ 14 ـ پارانشيمهاي آوندگرا :
در بعضي از چوبها ـ ياختههاي پارانشيمي يا قسمت اعظم آنها در نزديكي و كناره آوندها قرار گرفته است . اين قبيل پارانشيمها را پارانشيمهاي آوندگرا مينامند .
12 ـ 15 ـ پارانشيمهاي گرد آوندي :
در بعضي از چوبها ـ ياختههاي پارانشيمي دور آوندهاي بهاره و تابستانه را فراگرفته است اين قبيل پارانشيمها را پارانشيم گردآوندي مينامند .
12 ـ 16 ـ پارانشيمهاي گردآوندي و بال دار :
در بعضي از چوبها ـ پارانشيمهاي گردآوندي به صورت كشيده و بال دار به نظر ميرسند اين پارانشيمها را پارانشيم گردآوندي بال دار مينامند . ممكن است پارانشيمهاي گردآوندي از يك طرف يا از هر دو طرف امتداد يافته ( كشيده شده ) و به شكل بال درآيند .
12 ـ 17 ـ پارانشيم گردآوندي بال دار چشمي :
در بعضي از چوبها ـ پارانشيمهاي گردآوندي بالدار كاملا به شكل چشم درميآيند آنها را پارانشيم گردآوندي بالدار چشمي مينامند .
12 ـ 18 ـ پارانشيمهاي گردآوندي بالدار پيوسته :
در بعضي از چوبها پارانشيمهاي گردآوندي كاملا كشيده شده و به هم ميپيوندند و گاهي به صورت نوارهاي نامنظمي كه آوندها را در برگرفته ديده ميشوند . اين پارانشيمها را پارانشيم گردآوندي بال دار پيوسته مينامند .
12 ـ 19 ـ فراواني پارانشيمها :
در همه چوبها فراواني پارانشيمها يكسان نيست و معمولا به سه حالت زير تقسيم ميشوند :
1 ـ پارانشيم كمياب : ( از 5 تا 10 درصد حجم چوب )
2 ـ پارانشيم ميانه : ( از 0 تا 20 درصد حجم چوب )
3 ـ پارانشيم فراوان : ( بيشتر از 20 درصد حجم چوب )
12 ـ 20 ـ ميزان درصد پارانشيمهاي چوبي :
پارانشيمهاي چوبي از نظر محتويات داخلي به سه صورت زير ملاحظه ميشوند :
12 ـ 22 ـ پارانشيمهاي خالي :
داراي كريستالهاي مختلف و غالبأ اواكسالات كلسيم .
پارانشيمهاي داراي مواد مختلف
13 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوازدهم
13 ـ 1 ـ چوب آغاز :
به قسمتي از بافت چوب اوايل دوره رويش ( به خصوص در چوبهاي مناطق سردسير و معتدله ) ناميده ميشود كه نسبت به چوب فصول بعد , بافت آن درشتتر است .
13 ـ 2 ـ چوب پايان :
به قسمتي از بافت چوبي اواخر دوره رويش ( لايههاي آخر چوب تابستاني ) ناميده ميشود كه معمولا بافت آن نسبت به قسمتهاي ديگر چوب تشكيل شده در دوره رويش ريزتر است .
13 ـ 3 ـ چوب بهاره
در فصل بهار در مناطق معتدله و سردسر كه رويش درختان سريعتر است چوب نسبتأ شل بافتي تشكيل ميشود كه عناصر آن نسبتأ درشت است . اين قسمت در بعضي از چوبها كاملا مشخص بوده و به رنگ روشنتر از ساير نواحي چوب ديده ميشود و آن را چوب بهاره گويند .
13 ـ 4 ـ چوب تابستانه :
در فصل تابستان كه به تدريج سرعت رشد كمتر ميشود بافت چوبي متراكمتري با عناصر چوبي ريزتر تشكيل ميشود . در بعضي از چوبها اين قسمت كاملا مشخص بوده و رنگ آن از چوب بهاره تيرهتر است . اين قسمت را چوب تابستانه مينامند .
13 ـ 5 ـ نسبت چوب تابستانه
در چوب ناهمگن عبارتست از نسبت پهناي تابستانه به پهناي كل لايه چوب ساليانه .
13 ـ 6 ـ چوب پاييزه
اصطلاحي است كه به چوب تابستانه و قسمت متراكمتر چوب اواخر دوره رويش اطلاق ميشود .
يادآوري : در اصطلاح چوبشناسي گاهي چوب تابستانه خوب پاييزه را اشتباهأ به جاي هم به كار ميبرند .
13 ـ 7 ـ چوبهاي چند دايرهاي :
به چوبهايي گفته ميشود كه در يك دوره رويش كامل ساليانه آنها به علل بيولوژيكي چند حلقه رويش مشخص به وجود آمده باشد .
13 ـ 8 ـ حد چوب بهاره و تابستانه :
در بعضي از چوبها پيشرفت رويش از چوب بهاره تا تابستانه تدريجي است و حد مشخصي ديده نميشود ولي در بعضي ديگر اين چوب بهاره و تابستانه توقف محسوسي به نظر ميرسد كه آن را حد چوب بهاره و تابستانه گويند .
13 ـ 9 ـ حد رويش :
به حد فاصله بين دو حلقه رويش ساليانه ( در چوبهاي مناطق معتدله و سرد ) يا دو ناحيه رويش ( در چوبهاي نواحي گرمسيري ) گفته ميشود .
13 ـ 10 ـ حدود رويش صاف :
حدود رويشي است كه به طور منظم و منحني صاف روئيده است .
13 ـ 11 ـ حدود رويش موجدار :
حدود رويشي است كه به طور نامنظم و موجدار روئيده باشد .
13 ـ 12 ـ حلقه رويشي
13 ـ 13 ـ حلقه رويش بريده ( ناتمام :)
در بعضي از گياهان چوبي كهن سال كه در دوره زندگي آنها احتمالا بعضي از قسمتهاي پوست و كامبيون به علل مختلف آسيبي ميبيند در همان قسمت به علت ضايعه كامبيوم فعاليت رويشي گياه به طور موضعي متوقف ميشود ولي در سالهاي بعد فعاليت بافت كامبيوم مجاور سبب ميشود كه روي قسمت آسيب ديده پوشيده و رويش قطري ساقه گياه به حال عادي برگردد .
در برش عرض چنين گياهان حلقههاي رويش ناتمام يا بريده به نظر ميرسد .
13 ـ 14 ـ حلقههاي رويش ساليانه ( دواير ساليانه :)
در چوبهاي نواحي معتدله و سرد سيري كره زمين چوب هر سال به صورت پوششي در روي پوششهاي قبلي ميرويد . برش عرضي هر يك از اين پوششهاي چوبي را حلقه رويش ساليانه مينامند .
13 ـ 15 ـ حلقه رويش نادرست ( دايره نادرست :)
در بعضي از گياهان چوبي كه در يك دوره رويش به علل مختلف مانند كمبود آب , آتش سوزي ناگهاني , اثر بادهاي گرم , حمله شديد آفات و غيره رشد گياه براي مدتي متوقف شده و دو مرتبه پس از برطرف شدن آن علت رشد گياه از سر گرفته ميشود ممكن است در يك دوره رويش دو يا چند حلقه رويش مشخص به وجود آيد كه آنها حلقه رويش نادرست مينامند .
13 ـ 16 ـ پهناي حلقه رويش ساليانه :
به پهناي برش عرضي پوشش چوبي يك ساله در بين دو حد رويش اطلاق ميشود كه معمولا در چهار جهت اصلي شمال , جنوب , مشرق و مغرب اندازهگيري شده و ميانگين آنها به حساب ميآيد .
13 ـ 17 ـ دايره ساليانه :
رجوع شود به حلقه رويش ساليانه
13 ـ 18 ـ دايره نادرست :
رجوع شود به حلقه نادرست .
13 ـ 19 ـ دواير بريده ( حلقه رويش بريده :)
در بعضي از چوبها به علل مختلف از قبيل يك طرفه بودن تاج درخت ـ يك طرفه بودن ريشه درخت ـ و يا ديگر شرايط نامساعد رويش ممكن است بعضي از حلقههاي رويش به طور كامل ساخته نشود اين قبيل حلقه رويش كه به خصوص در روي برش عرضي چوب به وسيله ميكروسكپ به خوبي نمايان ميشوند دايره بريده يا حلقه رويش بريده مينامند .
13 ـ 20 ـ دوره رويش :
به عمر درخت از آغاز رويش تا روز آزمايش دوره رويش گفته ميشود .
13 ـ 21 ـ دوره رويش ساليانه :
به قسمتي از چوب درخت كه در ظرف يك دوره يك ساله رويش تشكيل شده است : اطلاق ميشود .
13 ـ 22 ـ دوره كلي رويش :
در گياهان چوبي اصطلاحأ به كليه پوششهاي چوبي كه در دوره زندگي گياه از زمان تنديدن ( جوانه زدن ) دانه تا زمان افكندن درخت تشكيل شده است اطلاق ميشود .
13 ـ 23 ـ رويش اوليه چوب :
به بافتهايي اطلاق ميشود كه در سال اول رويش گياه به وسيله ياختههايي مريستمي ساخته ميشود .
13 ـ 24 ـ رويش ساليانه چوب :
به بافت چوبي اطلاق ميشود كه به خصوص در گياهان سرد سيري و معتدله در ظرف يك دوره رويش كه معمولا يك سال طول ميكشد به وجود ميآيد .
13 ـ 25 ـ لايه رويش ( ناحيه رويشي :)
مقدار چوبي است كه در يك دوره رويش تشكيل شده است .
13 ـ 26 ـ لايه رويشي ساليانه :
لايه رويشي در چوبهاي مناطق معتدله .
13 ـ 27 ـ درهم روئي ( لوپ :)
رويش نامنظم تنه به شكل گرد و رويه صافي كه چوب درهم تار را تشكيل ميدهد .
13 ـ 28 ـ ناحيه رويش :
در چوبهاي مناطق گرمسيري كه رويش تقريبأ مداوم بوده و استراحت درختان غالبأ مربوط به تغيير فصول بارندگي است هر سال يك حلقه رويش معيني تشكيل نميشود بلكه در فواصل زمانهاي مشخص يك حلقه رويش تشكيل ميشود و آن را به اصطلاح ناحيه رويش مينامند .
13 ـ 29 ـ يك دوره رويش :
عبارت از پوشش چوبي است كه از فصل آغاز فعاليت كامبيوم پس از استراحت كافي , تا آغاز دوره استراحت بعدي گياه توليد ميشود .
يادآوري 1: دوره رويش در بسياري از گياهان مناطق سردسيري و معتدله ساليانه ميباشد ولي در اغلب گياهان مناطق گرمسيري به پديدههاي ديگرجوي از جمله بارندگي مربوط ميباشد .
13 ـ 30 ـ بافت التيامي :
عبارتست از قسمتي از چوب و پوست با هم روئيده كه در اثر رويش لبههاي پوست روي محل زخم را ميپوشاند .
13 ـ 31 ـ بافت زايا ـ ( كامبيوم :)
بافتي است كه در گياهان چوبي از سال دوم رويش در بين بافتهاي آوندي و آبكشي به وجود ميآيد و به تدريج به طرف داخل ساقه , بافت چوبي و به طرف خارج ساقه , بافت آبكشي را ميسازد .
13 ـ 32 ـ چوبي بيبرون چوب :
چوبي است كه پوست و برون چوب آن جدا شده باشد .
13 ـ 33 ـ چوبدل :
قسمت مركزي تنه كه شامل مغز و شاخهها و لايههاي رويشي مجاور آن ميباشد .
13 ـ 34 ـ درون پوست :
به چوب قسمت مركزي ساقه و شاخههاي درخت گفته ميشود كه فعاليت فيزيولژيكي آن تقريبأ از بين رفته است و رنگ و خواص اين قسمت در عدهاي چوبها با رنگ و خواص برون تفاوت دارد .
13 ـ 35 ـ درون چوبي بروني :
حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب برون ملاحظه ميشود .
13 ـ 36 ـ درون چوب سرخ :
درون چوب نادرست به رنگ قرمز كدر ميباشد كه به خصوص در چوب راش به وجود ميآيد و خواص آن با چوب سالم راش بسيار تفاوت پيدا ميكند .
13 ـ 37 ـ درون چوب مشخص :
هرگاه رنگ درون چوب با برون چوب اختلاف داشته باشد ـ آن را درون چوب مشخص مينامند .
13 ـ 38 ـ درون چوب نادرست :
در عدهاي از چوبها كه ذاتأ درون چوب مشخص تشكيل نميشود گاهي در اثر عوامل مختلف رنگ و خواص قسمت مركزي ساقه درخت با برون چوب اختلاف پيدا ميكند ولي حدود اين قبيل درون چوب معمولا نامنظم است اينگونه درون چوب را درون چوب نادرست مينامند .
13 ـ 39 ـ لايه مولده داخلي :
اصطلاحي است براي طبقه زاياي كامبيوم كه در استوانه مركزي بين دستههاي چوبي و آبكشي به وجود ميآيد .
13 ـ 40 ـ ماهدرون
حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب درون ملاحظه ميشود .
13 ـ 41 ـ مغز :
قسمت محوري ساقه و شاخهها با قطر كم كه داراي بافت ويژهايست كه با ساختمان چوب اختلاف دارد .
13 ـ 42 ـ نهان مغز :
عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان نباشد .
13 ـ 43 ـ مغز ساقه :
به قسمت دروني ساقه گفته ميشود كه معمولا از ياختههاي پارانشيمي نامنظم و جدار نازك تشكيل شده است و در بسياري از گياهان چوبي به تدريج از بين رفته و جاي آن را بافت چوبي فراميگيرد .
13 ـ 44 ـ چوب فشاري :
عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت دروني محل انحناي ساقه , شاخهها يا ريشه سوزني برگان به وجود ميآيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا ( از نظر ماكروسكپي ) بدون گوشه يا گرد بودن برش عرضي جدار تراكئيدها وجود مئا ( يا فضاي بين ياختهاي ) در بين تراكئيدها , بزرگي زاويه بين فيبريلهاس و جهت محور طولي ياخته , وجود گيسختگيهاي مارپيچي موازي با جهت ميكروفيبريلها , كوتاه بودن نسبي تراكئيدها ( از نظر ميكروسكپي ) و افزوني مقدار لينگين در جدار تراكئيدها نسبت به تراكئيدهاي سالم ( از نظر شيميايي ) مقاومت چوب فشاري كمتر از چوب معمولي است .
13 ـ 45 ـ چوب كششي :
عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت بيروني محل انحناي ساقه , شاخه يا ريشه پهن برگلن به وجود ميآيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا پديدار شدن نوعي درخشندگي نقرهاي در چوبهايي كه داراي درون چوب مشخص هستند به خصوص در برشهاي طولي ( از نظر ماكروسكپي .)
ژلاتيني شدن جدار فيبرها و پيدايش خطوط مارپيچي در جدار بعضي از فيبرهاش ( از نظر ميكروسكپي ) ـ كمبود ليگنين و افزايش نسبي سلولز در جدار ياختهها . مقاومت چوب كششي در برابر خمش استاتيك كمتر از چوب معمولي است .
13 ـ 46 ـ چوب واكنشي :
در اصطلاح چوبشناسي به يك نوع ساختمان غيرطبيعي چوب اطلاق ميشود كه در اثر عاملي در محلهاي خم شده ريشه ـ ساقه يا شاخهها به وجود آمده باشد ( چوب واكنشي در سوزني برگان چوب فشاري و در پهن برگان چوب كششي مينامند .)
13 ـ 47 ـ چوب همگن :
عبارت از چوبي است كه در آن ساختمان و خواص چوب بهاره و تابستانه با يكديگر اختلاف زيادي ندارند و لايههاي رويش آن خوب مشخص نيستند .
13 ـ 48 ـ چوب ناهمگن :
چوبي است كه ساختمان و خواص چوب بهاره آن با چوب تابستانه اختلاف زيادي دارد و اين امر سبب مشخص شدن حد لايههاي رويش ميباشد .
14 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل سيزدهم
14 ـ 1 ـ رنگها :
عبارتست از نامهاي تجارتي و آزمايشگاهي رنگهايي كه در برشهاي ميكروسكپي چوبشناسي معمولا به كار برده ميشوند .
14 ـ 2 ـ رنگآميزي :
عبارتست از رنگ كردن برشهاي ميكروسكپي چوبي و گياهي جهت بهتر نمايان شدن بافتهاي آن .
14 ـ 3 ـ باز بافت :
اين اصطلاح را كساني كه به رنگ كردن چوب ميپردازند به كار ميبرند . در بعضي از چوبها كه داراي آوندهاي درشت و يا داراي بخش روزنهاي هستند , بهطوريكه آوندهاي آنها ( به ويژه آوندهاي بهاره ) با چشم غير مسلح ديده ميشود ( مانند چوبهاي بلند مازو ـ ملج ـ گردو ـ زبان گنجشك و غيره ) بايستي خلل و فرج آن قبل از رنگ كردن , توسط مادهاي ( بتونه ) پر شود اين اصطلاح را بازبافت گويند .
14 ـ 4 ـ رنگهاي آبي :
عبارتند از : آبي آسترا (Astrblue) آبي آني لين (Anilinblue) آبي راين (Rosorcinblue) آبي سودان (Sudan Blue) آبي رزورسين (Rine Blue) آبي متيلين (Metylenblue)
14 ـ 5 ـ رنگهاي بنفش :
عبارتند از : بنفش بلوري (Kitidysllviolet) بنفش ژان سيان (Gen cian vilet)
14 ـ 6 ـ رنگهاي زرد :
عبارتند از : اورامين (Auramin) پيكرين (piktin) زرد مارتيوس (martiusyellow) اسيد پيكريك (pikrik acid)
14 ـ 7 ـ رنگهاي قرمز :
عبارتند از :
14 ـ 8 ـ رنگهاي قرمز :
عبارتند از :
فوكسين (Fuksin) قرمز كنگو (Con Gort) هماتوكسيلين (Hematxylin) كارمن (Carmin) زافرائين (Safurin.)
14 ـ 9 ـ رنگهاي نارنجي :
عبارتند از :
كروسئين براق (Brillout crocien) تغنين (Thion) باري تاچ (Buri tuoch) اورسئين (Orcein) آيزن آلوم (Eisen aluem)
14 ـ 10 ـ رنگهاي سبز :
عبارتند از :
سبزمالا خيت (Mslsvhiy gun) سبز روشن (Richturm) سبز متيل0() سبز براق (Brillout Gun)
14 ـ 11 ـ مواد ثابت كننده ( فيكساتورها )
14 ـ 12 ـ ثابت كردن بافتهاي چوب :
چون قسمتي از چوب از ياختههاي زنده تشكيل شده است و ممكن است در حين بررسيهاي ميكروسكپي تغييراتي پيدا كند . قبل از انجام بررسي برشهاي چوب را به وسيله محلولهاي ثابت كننده درحالتي كه هست ثابت ميكند و اين عمل را ثابت كردن ( فيكساسيون ) چوب مينامند .
14 ـ 13 ـ پارافين :
پارافين مادهايست كه بيشتر در برش برداريهاي سري و مداوم به كار برده ميشود .
14 ـ 14 ـ محلولهاي فيكاسيون ( محلول ثبوت )
محلولهاي بسيار مختلفي هستند كه بسته پرورش كار آزمايشگاههاي و تجربه دانشمندان از آنها براي ثابت كردن بافتهاي چوبي استفاده ميشود مهمترين انواع محلولهاي فيكاسيون عبارتند از :
14 ـ 15 ـ پولي انيلين گليگل (Polyethlen Glycole)
اين ماده در امريكا به نام Carbova در انگلستان به نام Aauax و در آلمان به نام خيستوواكس Histowchs ناميده ميشود .
اين ماده با سختيهاي مختلف تهيه ميشود و بيشتر براي برش برداري از بافتهاي ناهمگن مانند پوست درختان و غيره مورد استفاده قرار ميگيرد . استفاده از اين ماده روش مخصوصي دارد ( براي توضيح به دروش چوبشناسي رجوع شود .)
14 ـ 16 ـ سلوئيدين (Celloidin:)
سلوئيدندر چوبشناسي خيلي كم مورد استفاده قرار ميگيرد .
14 ـ 17 ـ گليسرين :
گليسرين مادهايست كه براي تهيه برشهاي ميكروسكپي از آن استفاده ميشود .
14 ـ 18 ـ محلول استيو (Stieve:)
محلول استيو تشكيل شده از :
سوبليمات محلول در آب 76 سانتيمتر مكعب
فرمالين 40 درصد 20 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 11 سانتيمتر مكعب
محلول با مخلوط هايدنهاين وسوزا (susa ,Heidenhain) تشكيل شده از :
سوبليمات 4/5 گرم
نمك طعام 0/6 گرم
اسيد استيك 4 سانتيمتر مكعب
آب مقطر 80 سانتيمتر مكعب
فرمالين %40 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 19 ـ محلول بويين (Bouin:)
اين محلول تشكيل شده از :
محلول اسيد پيكريت %1 در آب 15 سانتيمتر مكعب
فرمالين %4 5 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 1 سانتيمتر مكعب
14 ـ 20 ـ محلول رلي (Relly:)
محلول رلي تشكيل شده از :
بيكربنات پتاسيم 200 گرم
آب مقطر 100 گرم
فرمالين%4 5 گرم
14 ـ 21 ـ محلول ريگادو (Regaud)
محلول ريگادو تشكيل شده از :
محلول بيكربنات پتاسيم %3 80 سانتيمتر مكعب
محلول فرمالين %4 خنثي 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 22 ـ محلول فرمالين (Formalin:)
محلول فرمالين تشكيل شده از :
فرمالين %4 10 سانتيمتر مكعب
آب مقطر 100 سانتيمتر مكعب
14 ـ 23 ـ محلول زنكن (Zenken:)
محلول زنكن تشكيل شده از :
سوبليمات 5 گرم
بيكرمات پتاسيم 2/5 گرم
كريستال سولفات سديم 1 گرم
آب مقطر 100 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 5 سانتيمتر مكعب ( كه بلافاصله قبل از استعمال اضافه ميشود )
14 ـ 24 ـ محلول فرمالين و الكل (Formalin alkoleh:)
محلول فرمالين و الكل تشكيل شده از :
فرمالين %4 10 سانتيمتر مكعب
الكل %4 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 25 ـ محلول فرمالين و سوبليمات (Soblimat - Formalin:)
محلول فرمالين و سوبليمات تشكيل شده از :
سوبليمات 4/5 گرم
كلرات پتاسيم 5 گرم
آب مقطر 80 سانتيمتر مكعب
فرمالين 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 26 ـ محلول فلمينگ (Flemining:)
سه نوع از محلول فلمينگ به شرح زير ساخته و به كار برده ميشود .
3 ـ 1 ـ محلول غليظ
اسيد كرميك %1 15 سانتيمتر مكعب
اسيد اسميموم %2 4 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك %1
14 ـ 27 ـ محلول قوي كه خود از دو قسمت تشكيل شده :
قسمت اول :
اسيد كرميك %1 40 گرم
آب مقطر 40 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 10 گرم
قسمت دوم :
اسيد استيك 2 گرم
محلول اسيد كرميك %2 100 گرم
قسمت دوم را بايد در شيشه قهوهاي رنگ نگهداري كرد و هنگام استعمال هر دو قسمت را به نسبت مساوي با هم مخلوط نمود .
14 ـ 28 ـ محلول كارنوي (Carnoy:)
اين محلول تشكيل شده از :
الكل مطلق 60 سانتيمتر مكعب
كلرو فرم 30 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 10 سانتيمتر مكعب
14 ـ 29 ـ محلول مولر (Muller:)
محلول مولر تشكيل شده از :
بيكربنات دوپتاس 2/5 گرم
كريستال سولفات سديم 1 گرم
آب مقطر 100 گرم .

