شکل شماره 1: مدول الاستيسيته و مقدار نگهداري آب براي چوب نوئل در محور الياف با اعمال فاکتور دما را نشان مي دهد. ماکسيمم ميزان تغييرات نگهداشته شدن انحنايي فيبر با اعمال فاکتور دما در چوب ( نرم کردن) جداسازي الياف يکي از خصوصيات لازم براي الياف استحصالي مي باشد. به عنوان مثال، بعد از جداسازي در دماي بسيار بالا ( خميرسازي آسپلوند) اين غير ممکن است که برروي الياف تيمار ديگري به منظور آماده کردن خمير براي کاغذ سازي صورت گيرد محل گسستن الياف بسته به نوع سلول وگياه مربوطه و خواص ديوراره سلولي مربوطه متفاوت مي باد( به شکل شماره 2 توجه نماييد)
در دماهاي پايين زمانکيه ليگنين به حالت صلب (سخت) در مي آيد، پيش بيني رفتار شکست غير ممکن ميگردد و به سمت ايجاد نرمه هاي بيشتر سوق پيدا مي کند. انين يک حالت عمول در فرآيند خميرسازي پالايشي – مکانيکي RMP مي باشد. که در اين فرآيند حرارت به نزديک 100c مي رسد و جداسازي الياف در اين محدوده 1000Hz صورت مي گيرد. براي فرآيندهايي که با دماهاي بالاتر از اين مقدار صورت مي گيرند، انند سيستمهاي تحت فار ( فرآيندهاي حرارتي-مکانيکيTMP ) منطقه شکست بين S1 و ديواره اوليه سلول مي باشد و اين باعث مي گردد تا الياف استحصالي بلند باشند. با تيمار که در خمير سازي شيميايي مکانيکي (CTMP) مشاهده مي کنيم.
خصوصيات ليگنين تغيير پيدا مي کند. بنابراين نسبت تغييرات به نرم شدن در دماي پايينتري رخ مي دهد. وجداسازي الياف توسعه مي يابد ه به صورت ذاتي باعث کاه ميزان تراشه ( دستجات جدا نده الياف) مي گردد. در اين رابطه، اگرچه شکست از منطقه ديواره مياني سلول صورت مي گيرد، تغييرات شيميايي ليگنين باعث مي گردد تا تيمارهاي دگري بر روي اين الياف مکانيکي براي بهبود خواص ديگر ان صورت پذيرد.

شکل شماره 2:دياگرام شماتيک مناطق شکست در فرآيندهاي مختلف مکانيکي: TMP/RMP/CTMP ديواره هاي سلولي مشخص شده عبارتند از: P (ديواره اوليه) S1,S2,S3 ( داواره ثانويه) و ML ( ديواره مياني سلول) تيمار مکانيکي الياف جداسازي شده به منظور قابل انعطاف نگه داشتن انها لازم ضروري مي باشد. در همين زمان نرمه ها نيز به وجود مي آيد به وجود ترکهاي سطحي بر روي ديواره الياف بهمان خوبي که سلولهاي بيروني و پيراموني دچار آن مي شوند مي باشد. در هر دو مورد، بعضي از گونه هاي شکست رخ مي دهد که به خصوصيات ديواره الياف بستگي دارد و همچنين بر روي نرم شدن ليگنين نيز تاثير مي گذاردو در عمليات پالايش، در بسياري از فرآيندها به طور همزمان اتفاق مي افتد ( به عنوان مثال انتقال ماده به بخش بيرون منطقه پالايش) که استقلال تناوب ماده به سختي با خصوصيات آن رابطه دارد. درخشندگي فرآيند يک ماده پليمري و همچنين در چوب در دماهاي بلاي منطقه شکست تناوبهاي پايين براي ايجاد شکست مفيدتر مي باشند. اين حالت در عمليات آسياب کردن نيز لحاظ مي گردد که داراي مشکلات براي جداسازي الياف و تيمار فيبرها به طور واضحي آسانتر مي باشد.
همچنين واضح است که خصوصيات وسيکوالاسيسته پليمر ليگنين در چوب بر روي رفتار چوب در مراحل پالايش تاثير به سزايي دارد. نرم شدن ليگنين يکحالت انعکاسي است زماني که انرژي لازم براي جداسازي الياف مهيا باشد. باافزاي تناوب نيروهاي خارجي، نيروي مصرفي بيشتري براي غلبه بر تغييرات مي بايست مصرف گردد بنابراين به نظر مي رسد چوب در تناوب بالا از خود سختي نشان مي دهد، مخصوصاً در بخش نرم شدن ليگنين همانطور که در شکل شماره 3 مي بينيد.
براي آب اشباع چوب نشان داده مي شود که مدول الاسيسته با زمان و دما انطباق کامل دارد. (تناوب WLF ) که اين امکان را به وجود مي آورد تا در خلال دماهاي با تناوب بزرگ خصوصيات چوب رامورد ارزيابي قرار دهيم.اگرچه خصوصيات چوب با توجه به تناوب پالايشگر قابل پيش بيني هستند همانطور که در شکل شماره 3 قابل مشاهده مي باشد.

شکل شماره 3: مدول الاسيسته يک چوب مرطوب که تابع تناوب آن در 5و4و10 Hz نشان داده شده است. در 25H اندزه گيري و محاسبه اطلاعات مورد مقايسه قرار گرفته اند.
ولي در 104 Hz فقط داده ها بر اساس Arrhenius,WLF و پيش بيني تناوب اندازه گيري- دما محاسبه شده اند.
1-3-4- توسعه و پيشرفت در زمينه خصوصيات الياف در حين پالايش:
در اين فصل درباره نيروهاي اعمال شده بر روي چوب و الياف آن در پالايشگر بحث مي نمايم. در فصل خصوصيات و وضعيت خميرسازي مکانيکي توضيح خواهيم که مکانيسمهاي بهبود الياف و چگونگي عکس العمل الياف به نيروهاي وارده توسط پالايشگر چگونه خواهد بود.
2-3-4- راه هاي سنتي تشريح پالايشگر:
زماني که عمل پالايش رخ مي دهد، خصوصيات مکانيکي به سختي قابل توضيحند در دما و فشار، c 200-180 و mpa 1.5- 1 اين خصوصيات به طور نسبي بالا مي باشند و سائيدگي مکانيکي غير قابل اجتناب
مي باشد.وضعيت ثابت و متحرک ديواره هاي موجود ديواره سلولي تقريباً مشابه يکديگرند و اين بدين معني
مي باشد که فرآيند پالايش با سطوح تشريح شده فعلي به طور قطع اتفاق نمي افتد.
مهمترين فاکتور مورد نظر در فرآيند پالايش ميزان مصرفي انرژي خود فرآيند است (SEC) اينفاکتور رامي توان با نرژي مصرفي به ازاي هر تن خمير کاغذ توليدي مورد مقايسه و محاسبه قرارداد. فاصله بين صفحات ديسک و فاصله بين برآمديگهاي روي صفحه (segment) بر روي ميزان انرژي خواهي فرآيند تاثير مستقيم دارد؛ در رايط علمي هر چقدر فاصله بين صفحات کم گردد ميزان مصرف انرژي فرآيند افزايش خواهد ياتفت. وجوه دوعمل پالايش سخت وآسان در فرآيند TMP قبلاً توضيح داده شده است. پالايش ملايم الياف باعث مي گردد تا الياف به صورت فيبريله شده و عمل خميرسازي مکانيکي طولاني داشته باشيم در حاليکه پالايش سخت و زياد اليافي کوتاه و کم فيبريله شده و به ما مي دهد. از مشخصات مخصوص عمليات پالايش ملايم مي توان به SEC بالا با درصد خشکي بالا وزمان ماندگاري زياد و خمير در فرآيند پالايش را اشاره نمود. متقابلاً ميزان انرژي خواهي کم SEC درصد خشکي خمير کم و زمان ماندگاري کم فيبر در ريفانيز از مشخصات پالايش سخت مي باشد. بابالابردن دور چرخش ريفانير (پالايشگر) خمير حاصله از نوع پالايش سخت خواهد بود.

شکل شماره 4: بخش خارجي و داخلي قطعات (segment) يک ديسک ريفانير 65inch را نشان مي دهد.
وضعيت مهندسي صفحات پالايشگر براي کنترل عمليات پالايش مهم و تاثير گذار خواهد بود. شکل يک صفحه پالايشگر معمولي در شکل شماره 24 نشان داده شده است و بخش زبر و خشن پالايشگر که با فاصله برآمدگيهاي زياد و شياردار مشخص مي باشد که ترتيب اين شيارها و فواصل ميان آنها هر چه به لبه صفحه ديسک نزديک مي شديم کمتر و باريکتر مي گردد.
از فاکتورهاي مهم در عمليات فيبر کردن الياف سرعت الياف در صفحات پالايشگر مي باشد که با توجه به دقت خمير و جريان بخار داخل پالايشگر مي تواند متفاوت باشد.
عمق شيارها و فاصله صفحات پالايشگر از يکديگر در مقطع عرضي قابل تشخيص مي باشد.
اصطلاح فاصله بين صفحات پالايشگر به معني فاصله پخت ثاتبت و متحرک صفحات پالايشگر که پيرامون روتور يکديگر مي چرخند مي باشد. هر صفحه پالا يگر از بخشهاي گوه اي شکلي که در تصوير مي بيند تشکي لشده است و يک صفحه گرد راپديد مي آورند. در بخشهاي داخلي تر اين گوه فاصله شيارها زياد و هر چه به مرکز اين گوه نزديکتر مي شديم مراحل کم مي گردد.
هدف از اين نوع طراحي در صفحات ثابت و متحرک اين است که به صورت موازي از داخلي ترين نقطه ( مرکز تغذيه) خرده چوبها را به پيرامون پالايشگر برسانند.
نوع رايج پالايشگر تک صفحه اي (SD) پالايشگر صفحه اي دوبل DD ، و پالايشگر صفحه اي مخروطي مي باشد (CD) . وضعيت جريان و مکانيسم اتلاف يا هدرروي انرژي اگرچه به صورت کامل شناسايي نشده اند ولي براي هر يک از انواع ريفانير اختصاصي مي باشند. هر نوع پالايشگر خمير خايصي با توجه به خصوصيات خود توليد مي نمايد.
فرآيند پالايشگر CD از همه ملايمتر و DD از همه سخت تر است و پالايشگر SD مابين اين دو نوع قرار مي گيرد. همچنين براساس نوع پالايشگر کيفيت خمير نيز قابل بررسي مي باشد.
3-3-4- تئوريهاي به دست آمده براي فهم فرآيند پالايش:
مدلهاي تئوري همواره شامل فاکتور (توابع)، متغيرها يا عوامل ثابتي که مي بايست اندازه گيري شوند مي گردند. مدلهاي تئوري اگرچه تنها راه توجيه پذير تاثيرات ترکيبي عوامل مختلف و تاثير اتنها بر روي تاثيرات ترکيبي پالايشگر مي باشند. نکته مهم و اصلي مدلهاي تئوري پيش بيني خواص الياف و سرعت بخار و اتلاف يا هدري انرژي توسط مکانيسمهاي متفاوت در فواصل بين صفحات مي باشد.
زماني که شتاب الياف در مقطع عرضي شناسايي شد گسر حجمي الياف و همچنين زمان ماندگاري الياف در بين صفحات پالايشگر مشخص گرديد. انين اطلاعات به ما اين امکان را داد تا تفاوت مکانيسمهاي مختلف را درک نماييم.
May.Lunan,Mikes اولين تلاها را براي محاسبه سرعت بخار در فواصل ميان صفحات پالايگر را صورت دادند. مدل آنها شامل تنها يک قسمت چرخنده موتور (روتور) و يک صفحه تک بعدي بود که حرکت را در مقطع عرضي تشريح مي نمود. اين مدلها سرعت بخار و الياف را در بين صفحات پالايشگر را تشريح مي نمايد همانطور که فشار را توضيح مي دهد.
May,Miles شدتپالايش را مطرح نمودند که توضيح مي دهد پالايش سخت يا ملايم است.
اين مبحث انرژي ويزه رابه ميزان تعداد ضربه بر هر ليف در گذر از صفحات پالايشگر توضيح مي دهد. اين اطلاعات احتياج به دانستن زان ماندگاري الياف در بين صفحات پالايشگر دارد و اين مطلب باعث شناسايي ميزان هدرروي انرژي توسط پالايشگر گرديدو توزيع هدر روي انرژي توسط پالايشگر شناسايي نشده است و معمولاً بهصورت زوج در سطح صفحه پالايشگر توزيع مي گردد. اين عوامل محدود کننده باعث محدود دن قابليتهاي اجرايي و قدرت پالاي مي گردند.
Harkonen و همکارانش مدل محاسباتي را عرضه کردند شدت جريان در ميان صفحات پالايشگر را محاسبه مي نمود. اين مدل سرعت الياف و بخار و فشار بخار و فشار بخار الياف و دماي بخار و دماي الياف و درصد خمير خشک و ميزان هدر روي انرژي در بنين صفحات پالابشگر را مشخص مي نمود.
اين مدل باحالت چرخشي که شامل صفحه ثابت و متحرکو صفحات پالايشگر بود متناسب است. همچنين شامل مرکز تغذيه چيپس که در مرکز پالايشگر و قسمت ساکن دستگاه مي گردد.
اين مدل شامل تمامفاکتورهاي فيزيکي براي توضيح چگونگي حرکت بخار و الياف مي باد همانطور به همان خوبي که مکانيسمهاي اتلاف انرژي را تشريح مي نمايد.اگر چه اين مدل شامل پارامترهاي بسياريمي گردد ولي مي بايست با آزمونهاي مختلف مورد آزمايش قرارگيرد.
زماني که سرعت الياف و بخار و ميزان هدر روي و اتلاف انرژي و مکانيسمهاي مختلف آنها مورد شناسايي قرار گرفت شبيه سازي فرآيند پالايش ممکن گشت.در حال حاضر دانش ما نسبت به اين متغيرها محدود مي باشد وتحقيقات کمي در اين زمينه صورت گرفته است.